بچه بودی یادته؟ - صفحه 5 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

بچه بودی یادته؟
زمان کنونی: 19-09-1395،08:55 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Maryam.....
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 51
بازدید: 2907

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: بچه بودی یادته؟
ارسال: #41
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 58
تاریخ عضویت: 04 آذر 1390
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده
سآغر خانوم درمورد چراغ یخچال منم یه کاری میکردم مثلادریخچالوهمیشه میخاستم توحالتی نگهدارم که یخچال بمونه میون دوراهی که روشن بشه یاخاموش یعنی یه طورایی سربه سریخچال میذاشتم
















بيچاره گوزوم هر گجه سن سيز باخار آغلار

صبحه كيمي اولدوزلاري بير_بيرسايار آغلار

سن آيريليقي خوشلاردين،آما گجه گوندوز

دفترده قلم،شرح فراقين يازار آغلار
14-01-1391 12:26 ق.ظ
 
ارسال: #42
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
ما که بچه بودیم میرفتیم حموم چشامونو محکم می بستیم تا کف تو چشامون نره....از این امکانات نداشتیم که :D
به سلامتی همه دهه ی شصتی ها و هفتادی ها که بی بهونه بزرگ شدیم
[عکس: w618_555938_3510699882634.jpg]
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
14-01-1391 04:41 ب.ظ
 
ارسال: #43
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
این مدادها که قابل انعطاف بودن رو یادتونه؟

[عکس: o5458_555309_3668311500281.jpg]
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
14-01-1391 04:54 ب.ظ
 
ارسال: #44
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 206
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 29
حالت من: انتخاب نشده
[عکس: t2686_0000001120.jpg]



21-01-1391 12:14 ق.ظ
 
ارسال: #45
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
يكي از بهترين لحظات دوران مدرسه زماني بود كه اعلام ميكردن معلما جلسه دارن زنگ آخر ميريد خونهsmile))
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
01-02-1391 11:57 ب.ظ
 
ارسال: #46
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 567
تاریخ عضویت: 26 مهر 1390
اعتبار: 21
حالت من: انتخاب نشده
(25-11-1390 09:45 ب.ظ)velayatrahbari نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکانپذیر نیست . لطفا
ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید

سلام دوستان
[عکس: 109700_797.jpg]

هرسال یه گل اضافه میشد.سال پنجم 5 تا گل داشت ،یادش بخیر



03-02-1391 12:35 ب.ظ
 
ارسال: #47
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
‫پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما

قصه های هر شب مادربزرگ ماجرای بزبز قندی و گرگ

غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت

هر کسی رنگ خودش بی شیله بود ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر ! همکلاسی ! باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

حال ما را از کسی پرسیده ای ؟ مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

حسرت پرواز داری در قفس؟ می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ آسمان باورت مهتابی است ؟

هرکجایی شعر باران را بخوان ساده باش و باز هم کودک بمان

باز باران با ترانه ، گریه کن ! کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

ای رفیق روز های گرم و سرد سادگی هایم به سویم باز گرد!‬
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
05-02-1391 08:04 ق.ظ
 
ارسال: #48
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
مارو خنگ فرض میکردن... البته بودیم هاااااا

دستمال من زير درخت آلبالو گم شده
سواد داري؟ (چه ربطي داشت؟؟!!!)
نوچ نوچ
... ... بي سوادي؟
نوچ نوچ
... نه سواد داری نه بی سوادی؟؟ یعنی چی؟؟!!!!!!!!!!! !
و به اين ترتيب ما بزررگ شديم به صورت خنگ وار.....:D:D
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
12-02-1391 12:45 ب.ظ
 
ارسال: #49
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 306
تاریخ عضویت: 24 اردیبهشت 1390
اعتبار: 45
حالت من: انتخاب نشده
بچه هااون شيرينی هايی رو كه شبيه ماهی بودن رو يادتونه؟؟؟smile خداييش خيلی از شكلاتای شيك الان خوشمزه تر بودن
اون كاروان ها كه وسطشون راحت الحلقوم ميذاشتيمو يادتونه؟؟؟smile
















دور باشـــــــــــ
اما نزديكـــــــــــــــــــــــ من...!!!
من از نزديكـــــــــــ بودن هــــای دور ميترســـــم...!!!
12-02-1391 09:47 ب.ظ
 
ارسال: #50
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 14
تاریخ عضویت: 20 تير 1391
اعتبار: 6
حالت من: انتخاب نشده
يادته يخمك ميخورديم؟؟؟؟؟؟/
















مادرم تنهاكسي است كه ميتوانم دوستت دارم هايش را باوركنم حتي اگر نگويد
21-04-1391 12:43 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان