بچه بودی یادته؟ - صفحه 3 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

بچه بودی یادته؟
زمان کنونی: 13-09-1395،05:06 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Maryam.....
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 51
بازدید: 2904

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: بچه بودی یادته؟
ارسال: #21
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
یادش به خیر وقتی میخواستیم بریم سوم دبستان داشتیم ذوق مرگ میشدیم که میتونیم با خودکار بنویسیم :-)
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 02:58 ق.ظ
 
ارسال: #22
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
یادتون میاد فیبرو میکشیدیم به دیوار بعد میگفتیم ، داره برف میاد!!!!!
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 02:59 ق.ظ
 
ارسال: #23
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
[عکس: s1527_429151_2726893694717.jpg]
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 03:02 ق.ظ
 
ارسال: #24
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
تا یکی فحش میداد کف دستمونو میگرفتیم سمتش میگفتیم آینه آینه
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 03:12 ق.ظ
 
ارسال: #25
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 95
تاریخ عضویت: 12 بهمن 1390
اعتبار: 7
حالت من: انتخاب نشده
یادش بخیر..........چه حالی داشت...

[عکس: d8548_PEEKID.gif]
















بوی شوقی که از نفسهای غمناک این شب برای از تو نوشتن به مشامم میرسد...،
از کرانهای شادیهای من نیست...،
از دلتنگی نرگسهای مستیست
که در این شب ظلمانی هوای تورا کرده است...
25-11-1390 06:51 ب.ظ
 
ارسال: #26
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 4
تاریخ عضویت: 23 بهمن 1390
اعتبار: 0
حالت من: انتخاب نشده
کاش برای یک لحظه هم که شده میشد برگردیم...



25-11-1390 08:38 ب.ظ
 
ارسال: #27
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 155
تاریخ عضویت: 02 آبان 1390
اعتبار: 11
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 25-11-1390 09:50 ب.ظ توسط velayatrahbari
سلام دوستان
[عکس: 109700_797.jpg]



25-11-1390 09:45 ب.ظ
 
ارسال: #28
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
یادتون میاد تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 11:43 ب.ظ
 
ارسال: #29
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
یادتون میاد سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 11:44 ب.ظ
 
ارسال: #30
RE: بچه بودی یادته؟
پست‌ها: 509
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 42
حالت من: انتخاب نشده
گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !
















خدایا کفر نمی گویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مدیونی،
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار....!
25-11-1390 11:44 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان