ای خداااااااااااااا............. - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

ای خداااااااااااااا.............
زمان کنونی: 16-09-1395،08:24 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ℕazanin
آخرین ارسال: ℕazanin
پاسخ: 10
بازدید: 189

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: ای خداااااااااااااا.............
ارسال: #1
ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
گاهــــی حجـم ِ دلـــتنـگی هایــم
آن قــــــدر زیـــاد مــی شود

کــه دنیـــا
بــــا تــمام ِ وســـعتش
بـــرایـَم تــــنگ مــی شود ...
... دلتنـــگـم ...

دلتنـــــگ کسی کـــــه
گـردش روزگـــارش بـــه من که رسیـــد از
حـــرکـت ایســـتـاد ...
دلتـــنگ کــسی کــــه دلــــتنگی هایم را نـــدید ...
دلــــتنگ ِ خــــود َم ...
خــودی که مدتهــــــاست گم کــــر د ه ام ...
گذشت دیـــگر آن زمـــان کــــه فقط یـــک بـــار از دنیا می رفتیم !

حـــالا یک بــــار از شــهر می رویم
یـــک بـــار از دیــــار …
یــــک بــار از یـــاد …
یـــک بـــار از دل …
و یک بــــار از دســــت ....



05-04-1392 04:07 ب.ظ
 
ارسال: #2
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
بعد از رفتنت......
شبي از پشت يک تنهايي غمناک و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردم.تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهايت دعا کردم!
پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي ابي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روييد با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ ابي ترين موج تمناي دلم گفتي :
( دلم حيران و سرگردان چشماييست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي ان چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم!)
همين بود اخرين حرفت.....
و من بعد از عبور تلخ و غمگين نگاهت حريم چشمهايم را به روي اشکي از جنس غرور ساکت و نلرنجي خورشيد وا کردم.
نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا ؟ شايد خطا کردم! و تو بي انکه فکر غربت چشمان من باشي!!!! ؟! نمي دانم چرا؟ تا کي؟ براي چه؟
ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد.... و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت.....و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد...
و بعد از رفتنت گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهربوني دانه بر ميداشت!! تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد....وبعد از رفتنت انگار کسي حس کرد که من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت!!!
ناگهان کسي حس کرد که من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد....و بعد از رفتنت درياچه بغض کرد.کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد!!!!!

هنوز اشفته ي چشمان زيباي توام
دپببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد؟ ؟؟؟
کسي از پشت قاب پنجره ارام و زيبا گفت[عکس: 129fs4252631.gif]
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو
در راه انتخاب او خطا کردم و من در حالتي مابين اشک و ترديد وحسرت کنار انتظاري که بدون پاسخ و سرد است!!! و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر... نمي دانم چرا؟؟؟؟
شايد به رسم و عادت و پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ ارزوهايش دعا کردم!



05-04-1392 04:11 ب.ظ
 
ارسال: #3
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
دارم از تــو حــرف می زنــم...

امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد...

ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو...

به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد...

شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــن پریشــــانش…



05-04-1392 04:15 ب.ظ
 
ارسال: #4
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
گاهــی اوقات بـــی قانونی ؛

عجیب بیداد می کند در عاشقـــی ….

یکی دور می زند …


امــا ….

دیگری جــریمه میشــود و تـــاوان میپردازد …



05-04-1392 04:16 ب.ظ
 
ارسال: #5
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
نمـــــیـدانــــی ،


چه دردی دارد !

وقـــتـی ..

حــــالـم ..

در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …!



05-04-1392 04:16 ب.ظ
 
ارسال: #6
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
تَلــــפֿــ میگُــــــذَرَב…


ایـــــنْ روزْهــــــــــا

کٍــــــﮧ قَـــــــــرارْ اَســـــــــتْــــــــ


اَز او …

بَـــــــــــــــراﮮٍ دٍلَـــــــــــمْ

یکْـــــ اْنســـــانٍ مَعْــــمـولـــــــــﮯ بســـــــــازَم



05-04-1392 04:16 ب.ظ
 
ارسال: #7
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
سبد قلبم را پر خواهم کرد از عطر تنــت ،

تا که یادم باشد روزی اینجا بودی…

نزدیک تر از من به خودم…!



05-04-1392 04:16 ب.ظ
 
ارسال: #8
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
مرد میخواهد...

خاطره ها را بدون اشك مـــرور كردن...



05-04-1392 04:17 ب.ظ
 
ارسال: #9
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
وقتی می گویم دیگر ســراغم نیــا

فکر نکن که فراموشت کردم ،

یا دیگر دوستت ندارم…


نــــــــــــه…

من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست،

بودنت مشکلی را حل نمی کند…



05-04-1392 04:17 ب.ظ
 
ارسال: #10
RE: ای خداااااااااااااا.............
پست‌ها: 213
تاریخ عضویت: 04 تير 1392
اعتبار: 33
حالت من: انتخاب نشده
تنهایی همین است ،

تکـــرار نامنظم من بی تو ،

بی آنکه بدانی برای تو نفس می کشم . . .



05-04-1392 04:17 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان