اگه دوس داری بخندی بیا تو - صفحه 4 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

اگه دوس داری بخندی بیا تو
زمان کنونی: 13-09-1395،07:11 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 91
بازدید: 3513

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: اگه دوس داری بخندی بیا تو
ارسال: #31
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
بیوک آقا پدرش دچار سوختگی شد و مجبور شد مغازه رو تعطیل کنه و از پدرش پرستاری کنه.
پشت در مغازه نوشت:
- به علت پدرسوختگی, مغازه یک هفته تعطیل است!!!!!
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

26-10-1391 11:39 ب.ظ
 
ارسال: #32
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
غضنفر روی ریل قطار میخوابه، میگن چرا اینجا خوابیدی؟

میگه میخوام خودکشی کنم، میگن پس اون نون چیه دستت!؟

میگه به فرض قطار نیومد، من اینجا از گشنگی بمیرم!!!؟
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

28-10-1391 12:10 ق.ظ
 
ارسال: #33
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
لره یهو تو حرم دادميزنه:شلوغ نكنيد حاجت ها قاطي شده،من فلج بودم حامله شدم !!!!!!!!!
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

28-10-1391 12:11 ق.ظ
 
ارسال: #34
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
غضنفر بچه اش را میبره دکتر ببینه دیوونه ست یانه , روانپزشک به بچه یه آبکش میده میگه برو آب بیار,
غضنفر میگه این زورش نمیرسه بده من بیارم ... :|
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

28-10-1391 11:27 ب.ظ
 
ارسال: #35
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 479
تاریخ عضویت: 20 آبان 1390
اعتبار: 60
حالت من: انتخاب نشده
يارو ميره دم مغازش ميگه بسم ا. الرحمن الرحيم و كركره مغازه رو ميده بالا يه دفعه ميبينه دزد همه چي رو برده. 













كركره رو ميكشه پايين و ميگه صدق ا.. العلي و العظيم!
















دوستان قبل از خارج شدن از صفحه لطفا تشکر کنید تا کاربران برای بیشتر کردن مطالب دل گرم شن 


در دنيا هيچ بن بستي نيست. يا راهي‌ خواهيم يافت و يا راهي‌ خواهيم ساخت....
29-10-1391 12:24 ق.ظ
 
ارسال: #36
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯿﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ
ﺳﺮﺳﻔﺮﻩ ﺑﭽﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺧﺎﮎ ﺗﻮﺳﺮﺕ ﺍﺏ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻫﺴﺖ ﻣﺮﻍ ﺑﺨﻮﺭ
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-10-1391 02:02 ق.ظ
 
ارسال: #37
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
زنه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام . یارو یه کمد میسازه.
زنه دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه!
نجاره میگه چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه؟؟؟
خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره
دوباره فرداش زنه میاد میگه:اتوبوس رد میشه کمد میلرزه ...
... اینم میگه :
بابا برای یه کمد پدر مارو در آوردی. اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه.
میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه ، میگه:
تو اینجا چی کار میکنی؟
نجاره میگه :
اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟؟؟
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

30-10-1391 11:32 ب.ظ
 
ارسال: #38
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
آخرین ویرایش در 05-11-1391 11:20 ب.ظ توسط Friga
غضنفر کارخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.
بهش میگن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟
می رن تحقیق می کنند می بینند روی عمامه ها آرم نایک می زده
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

05-11-1391 11:19 ب.ظ
 
ارسال: #39
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
یارو رفت انگلیس صبح پاشد با زنش رفت بیرون
یه نفر بهش گفت:گود مورنینگ سر\"
جواب داد:\"سر مورنینگ گود\"!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: سلام علیکم، منم بهش گفتم: علیکم سلام
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

06-11-1391 05:07 ب.ظ
 
ارسال: #40
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
   اصفهانیه بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه

که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده

چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.

میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که

اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه

خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم

محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده

وخیلی ناراحته میگه من

می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه

پدرسوخته موقعی که

داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

10-11-1391 03:18 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان