اگه دوس داری بخندی بیا تو - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

اگه دوس داری بخندی بیا تو
زمان کنونی: 17-09-1395،11:52 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 91
بازدید: 3528

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: اگه دوس داری بخندی بیا تو
ارسال: #1
اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
امروز دیدم یکی از هم کلاسی هام یواشکی صدام میکنه،

برگشتم بهش میگم چیه ؟

میگه 8 دفعه بگو یا ابوالفضل! واسم اس ام اس اومده میگه به 8 نفر بفرست... اما شارژ ندارم !

به جز من به 7 نفر دیگه هم گفت ..

ینی تصور کن با اینجور آدمایی درس میخونما من :|
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 12:50 ق.ظ
 
ارسال: #2
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
دخترِ همسایمون تو عروسی داداشش 1 ساعت با من رقصیده هاا، بعد دیروززنگشون رو زدم، فهمیده منم چادر سرش کرده !!!همین حجب و حیاش منو کشته smile)))))
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 12:50 ق.ظ
 
ارسال: #3
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
غضنفر داشته گريه ميكرده ميگن چى شده؟ ميگه پشيمونم كاش به حرف پدرم گوش كرده بودم. ميگن مگه چي ميگفت؟ ميگه نميدونم... گفتم كه گوش نميكردم!
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 12:52 ق.ظ
 
ارسال: #4
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
یه روز دوتا بقالی که چشم و هم چشمی زیادی باهم داشتن .
اولی میره روی شیشه مغازش مینویسه خدا با ماست
دومی میگه آخه چی بنویسم که روی اینو کم کنم!!!
میره روی شیشه مغازش مینویسه پیغمبر با نوشابه.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 12:57 ق.ظ
 
ارسال: #5
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 26
تاریخ عضویت: 21 دى 1391
اعتبار: 3
حالت من: انتخاب نشده
غضنــــفر رو میبرنـ عروســـــی بالا سرش برف شادی میزنــن....سرما میخورهــ grin
















ســــرســری زندگی کن و رد شــو..
دقـــت..." دق ات " میدهــد..!
22-10-1391 01:43 ب.ظ
 
ارسال: #6
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
مربی مهد کودک: کسری جان شمردن بلدی؟
کسری: آره! داییم یادم داده!
مربی : آفرین به تو پسر خوشگل و داییت! خوب حالا بگو ببینم، بعد از پنج چیه؟
کسری: شیش!
مربی: آفرین عزیزم، حالا بگو بعد از هفت چیه؟
کسری: هشت!
مربی : آفرین! حالا بگو بعد از ده چیه؟
کسری : سرباز
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 10:35 ب.ظ
 
ارسال: #7
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
من موندم چرا میگن “فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است”؟
مگه فرزند آقا غلام چشه؟
یا آقا چنگیز؟
حتی آقا خیر الله؟؟!! :D
یکم انصافو رعایت کنید تو رو خدا!
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 10:40 ب.ظ
 
ارسال: #8
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
اين سيب؛ بهترين سيب؛ شکل سيب؛ سر سيب؛ کار سيب؛ گذاشتن سيب؛ يه سيب؛ بچه سيب؛ دوست داشتنيه سيب...! (( حالا سيب رو حذف کن ))
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 10:42 ب.ظ
 
ارسال: #9
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺣﮑﻤﺖ " ﺁﯼ ﺳﯽ ﯾﻮ " ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ! . . . . . . . . . . ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺰﺭﺍﯾﯿﻞ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ " : I See You " (((((((((((((((((=
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 10:46 ب.ظ
 
ارسال: #10
RE: اگه دوس داری بخندی بیا تو
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺧﻮﻧﺪﻩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ :ﺗﻮﯼ ﮐﻼﺳﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﺿﺮﺟﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩ .ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺷﺮ ﺑﻮﺩ،ﻭ ﺗﻮﯼ ﮐﻼﺱ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺗﯿﮑﻪ ﻣﯿﻨﺪﺍﺧﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻏﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ !ﺍﺳﺘﺎﺩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﻼﺳﺎﻣﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺧﻤﻮ ﻭ ﺑﺪﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺳﺨﺘﮕﯿﺮ ﺑﻮﺩ !ﺟﻮﺭﯾﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺣﺎﺿﺮﺟﻮﺍﺏ ﻫﻢ ﺟﺮﺍﺕ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺳﺮ ﮐﻼﺳﺸﻮ ﻧﺪﺍﺷﺖ . ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﺪﯼ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻗﻔﺲ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﮐﻪ ﺭﻭﺵ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺟﻮﺭﯾﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ !ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻢ ﺍﻭﻧﺮﻭﺯ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺩﺍﺷﺖ .ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺴﺸﻮ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩ،ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﺍﺳﻢِ ﺣﯿﻮﻭﻥِ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺴﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ! ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻧﺸﻮ ﻫﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﺍﺧﻢ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﺧﯿﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻭ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﮕﯽ ! ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻧﺸﺴﺖ !!ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﺎﮐﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﻧﻮﻭﻡِ ﺑﯽ ﺍﺩﺏ ﺍﺳﻢِ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﻪ ؟ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﭘﺎ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺎﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﺎﻻ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺍﺳﻤﻢ ﭼﯿﻪ !!...
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

22-10-1391 10:53 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان