اشعار مريم حيدرزاده - صفحه 8 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

اشعار مريم حيدرزاده
زمان کنونی: 16-09-1395،05:37 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: KHANʘ‿ʘMI
آخرین ارسال: Sky Girl
پاسخ: 91
بازدید: 1159

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: اشعار مريم حيدرزاده
ارسال: #71
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
رفع زحمت


حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم


انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم


وقت قرار ما گذشت و تو نمي دانم چرا


دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم


چه ارتباط ساده اي بين من و تقدير هست


تقدير و ويران ميكند من هم مرمت مي كنم


در اشتباهي نازنين تو فكر كردي اين چنين


من دارم از چشمان زيبايت شكايت مي كنم


نه مهربان من بدان بي لطف چشم عاشقت


هر جاي دنيا كه روم احساس غربت مي كنم


بر روي باغ شانه ات هر وقت اندوهي نشست


در حمل بار غصه ات با شوق شركت ميكنم


يك شادي كوچك اگر از روي بام دل گذشت


هر چند اندك باشد آن را با تو قسمت ميكنم


خسته شدي از شعر من زيبا اگر بد شد ببخش


دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت ميكنم
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:19 ق.ظ
 
ارسال: #72
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما


اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره






خدا به هر كسي هر چيزي دلش مي خواد بده


همه چي دست اونه ،‌ربطي به شعرا نداره






آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا


اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره






كاش يه روزي بشه كه ديگه نشه جمله اي ساخت


با نمي شه ، با نمي خوام ،‌با نشد ، با نداره
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:19 ق.ظ
 
ارسال: #73
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
غصهء تو براي من شادي من براي تو


دلت گرفت بگو خودم گريه کنم به جاي تو


روزاي خوب براي تو شباي بد براي من


نتهاي رنگي مال تو شعر غم انگيز مال من


بهار و عطرش مال تو برگاي پاييز مال من




قصيه اول مال تو حرفاي اخر مال من




شوق سفر براي تو درد سفر براي من




رسيدناش براي تو فکر خطر براي من




لذت خنده مال تو بارون گريه ملا من




اتيش عشقم مال تو کتاب سوختن مال من
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:20 ق.ظ
 
ارسال: #74
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
اگه يه جا سيل بياد يه جا زمين لرزه بشه


اگه يه جا کوير باشه پشت سرش سبزه بشه


اگه يه طوفان بيادو به هم بريزه دنيارو


نمي تون خراب کنه خونه آرزوها رو


بالا بري پاين بياي تو آخرش ماله مني


اگه تمام آسمون رو سر من خراب بشه


اگ زمين يخ بزنه خورشيد مشرق آب بشه


اگه تمام درياها تشنه و بي آب بمونن


تمام عشقا بميرهچشما اسير خواب بشه


بالا بري پاين بياي تو آخرش مال مني
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:20 ق.ظ
 
ارسال: #75
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
مي خوام برم كلاس خط ياد بگيرم با خط خوش


نامه بدم واسه شما ،‌ تو رو خدا بيا بكش




يه كاري كرد با دل من اون چشاي پر جذبه


كه ساعت خونه م هنوز ، بعد يه عمري عقبه




اون كه نبايد مي شد انگار شده


هر چي بگم نمي خوامش بيخوده




همين كه اسمت رو منه ،‌ كلي مي بالم به خودم


بذار همه گمان كنن من اول عاشقت شدم
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:20 ق.ظ
 
ارسال: #76
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
حسرت سفر




ديگر بس است پونه از سفر بيا


بغض تمام پنجره ها در غمت شكست


چشمم به حرمت غم تو تا سحر گريست


در ساحل عبور تا صبحدم نشست


در كوچه هاي حادثه تنها شدن بس ست


ديگر براي عاطفه هم طاقتي نماند


رفتي و آن قناري زيبا و مهربان


يك نغمه هم براي دل عاشقان نخواند


با ديدن طلوع دو روح هميشه سبز


قلبم براي تازه شدن تنگ مي شود


تو رفته اي و نقره مهتاب آرزو


از غصه غروب تو كمرنگ مي شود


يك شب به احترام دل عاشقم بيا


مرد از غمت ستاره دل آسمان من


هر شب كنار پنجره تنها نشسته ام


شايد بگيري از دل رويا نشان من


از آن زمان كه رفته اي از كوچه باغ عشق


در چشم ياس عاطفه باران گرفته است


جرم تو بي گناهي و اندوه تو بزرگ


صبر و قرار از دل ياران گرفته است


رفتي و دل به ياد نگاه بهاريت


در آرزوي يك تپش عاشقانه است


امواج سرخ ديده دريايي دلم


غرق نياز و حسرت و اشك بهانه است


روحم فداي خستگي چشم عاشقت


جرم تو مهربان شدن و بي ريايي شدن


تنها گناه آن دل دريايي تو بود


يك روز محض خاطر گل ها فدا شدن


اما بدان فرشته من در جهان عشق


دست غريب لاله فشردن گناه نيست


اينجا هنوز مثل نگاهتو هيچ كس


تسكين درد ياسمن بي پناه نيست


حس لطيف و آبي باران انتظار


تنها بلوري از دل بي انتهاي تست


سوگند آسماني دل هاي مهربان


هر شب به احترام شكفتن براي تست


ديگر بس است پونه من از سفر بيا


پيوند عشق با اين دل شيدا هميشگي ست


ديدار با طراوت چشمانت اي بهار
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:20 ق.ظ
 
ارسال: #77
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
ماجراي يك عشق


به روي گونه تابيدي و رفتي


مرا با عشق سنجيدي و رفتي


تمام هستي ام نيلوفري بود


تو هستي مرا چيدي و رفتي


كنار اتظارت تا سحر گاه


شبي همپاي پيچك ها نشستم


تو از راه آمدي با ناز و آن وقت تمناي مرا ديدي و رفتي


شبي از عشق تو با پونه گفتم


دل او هم براي قصه ام سوخت


غم انگيزست توشيداييم را


به چشم خويش فهميدي و رفتي


چه بايد كرد اين هم سرنوشتي ست


ولي دل رابه چشمت هديه كردم


سر راهت كه مي رفتي تو آن را به يك پروانه بخشيدي و رفتي


صدايت كردم از ژرفاي يك ياس


به لحن آب نمناك باران


نمي دانم شنيدي برنگشتي


و يا اين بار نشنيدي و رفتي


نسيم از جاده هاي دور آمد


نگاهش كردم و چيزي به من نگفت


توو هم در انتظار يك بهانه


از اين رفتار رنجيدي و رفتي


عجب درياي غمناكي ست اين عشق


ببين با سرنوشت من چها كرد


تو هم اين رنجش خاكستري را


ميان ياد پيچيدي و رفتي


تمام غصه هايم مقل باران


فضاي خاطرم را شستشو داد


و تو به احترام اين تلاطم


فقط يك لحظه باريدي و رفت ي


دلم پرسيد از پروانه يك شب


چرا عاشق شدي در عجيبي ست


و يادم هست تو يك بار اين را


ز يك ديوانه پزسيدي و رفتي


تو را به جان گل سوگند دادم


فقط يك شب نيازم را ببيني


ولي در پاسخ اين خواهش من


تو مثل غنچه خنديد و رفتي


دلم گلدان شب بو هاي رويا ست


پر است از اطلسي هاي نگاهت


تو مثل يك گل سرخ وفادار


كنار خانه روييدي و رفتي


تمام بغض هايم مثل يك رنج


شكست و قصه ام در كوچه پيچيد


ولي تو از صداي اين شكستن


به جاي غصه ترسيدي و رفتي


غروب كوچه هاي بي قراري


حضور روشني را از تو مي خواست


تو يك آن آمدي اين روشني را


بروي كوچه پاشيدي و رفتي


كنار من نشتي تا سپيده


ولي چشمان تو جاي دگر بود


و من مي دانم آن شب تا سحرگاه


نگارن را پرستيدي و رفتي


نمي دانم چه مي گويند گل ها


خدا مي داند و نيلوفر و عشق


به من گفتند گل ها تا هميشه


تو از اين شهر كوچيدي و رفتي


جنون در امتداد كوچه عشق


مرا تا آسمان با خودش برد


و تو در آخرين بن بست اين راه


مرا ديوانه ناميدي و رفتي


شبي گفتي نداري دوست من را


نمي داني كه من ن شب چه كردم


خوشا بر حال آن چشمي كه آن را


به زيبايي پسنديدي و رفتي


هواي آسمان ديده ابريست


پر از تنهايي نمناك هجرت


تو تا بيراهه هاي بي قراري


دل من را كشانيدي و رفتي


پريشان كردي و شيدا نمودي


تمام جاده هاي شعر من را


رها كردي شكستي خرد گشتم


تو پايان مرا ديدي و رفتي
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:20 ق.ظ
 
ارسال: #78
اشعار مريم حيدرزاده
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 02-11-1392 03:37 ق.ظ توسط Sky Girl
زیر درخت آرزو

می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم
اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میآد بری بدون من بری سفر
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو یادم می آد وقتی که بارون می زنه
ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی مرگ گلهای مریمه
نگام کن و برام بگو بگوی می ری یا می مونی
بگو دوسم داری یا نه مرگ گلهای شمعدونی
نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها



02-11-1392 03:27 ق.ظ
 
ارسال: #79
Cvp: اشعار مريم حيدرزاده
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
مثل هیچ کس

مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
چه قدر تازه و پکی مث یاسای تو باغچه
مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون
تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله
یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی
اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی
تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی
دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی
می دونم عوض نمی شی تو خودت گفتی همینی
تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
التماسش می کنی که بمون اون میگشه نمیشه
مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون
مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون
مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی
حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره میمیره موندش و صرف نظر کرد



02-11-1392 03:31 ق.ظ
 
ارسال: #80
Cvp: اشعار مريم حيدرزاده
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
تا قیامت

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات و وکن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت



02-11-1392 03:32 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار شاعران درباره مرگ Sky Girl 11 266 07-07-1394 12:33 ب.ظ
آخرین ارسال: eli1992
  غم در اشعار فارسي... Sky Girl 34 945 21-03-1393 11:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  دل در اشعار فارسي Sky Girl 27 717 21-03-1393 11:13 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  زندگي در اشعار فارسي Sky Girl 20 572 28-02-1393 02:17 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  عشق در اشعار فارسي Sky Girl 26 721 11-12-1392 03:06 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان