اشعار مريم حيدرزاده - صفحه 6 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

اشعار مريم حيدرزاده
زمان کنونی: 16-09-1395،11:19 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: KHANʘ‿ʘMI
آخرین ارسال: Sky Girl
پاسخ: 91
بازدید: 1158

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: اشعار مريم حيدرزاده
ارسال: #51
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
توي باغا گل سرخي توي آسمون ستاره


جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره


تاريخ تولد تو توي دفتر حسابم


شب كه چشمام و مي بندم باز نمي ذاري بخوابم


عكس تو جور عجيبي توي چشمام مي درخشه


ديوونم خدا مي دونه كاش خودش من رو ببخشه


توي تابستون نسيمي آفتابي توي زمستون


تو هموني كه گرونه نمي ياد به دستم آسون


وقتي من تو آسمونم تو توي راه زميني


مشكل اينه چون عزيزي هر جا باشي نازنيني


سفر دور و درازت بي خطر باشه الهي


بي خبر من و گذاشتي ولي نه تو بيگناهي


قيمت نگاه نازت خيليه مث صداقت


مث خوب بودن تو سختي واسه اثبات رفاقت


توي خرداد گل ياسي توي آبان گل مريم


چه شكنجه ي قشنگي مي كشي من و تو كم كم


چه تفاهمي تو عاقل دل من مات و ديوونه


درمونم دست چشاته اينم آخرين بهونه


دل تو يه وقتا سنگه يه روزم ممثل بلوري


شبا گاهي قرص ماهي يه روزم يه تيكه نوري


حوصله كه داشته باشي دو سه جكله مي گي گاهي


اما ميلت كه نباشه نمي دي حتي نگاهي


چون غروب خيلي قشنگه تو خود غروبي


چي بگم قحطي واژه ست هر چي هست خيلي خوبي


عكس نازت رو گذاشتم گوشه ي سفيد دفتر


تا ديگه هيچكي نبينه يكي كمتر باشه بهتره


مث ‌آسمون عجيبي شبي آبي شبي قرمز


ولي هر رنگي كه باشي من و دوست نداري هرگز


يه روزي مي شي يه دريا فرداش اما مثل كوهي


هر چي كه دلت مي خواد باش هر جا باشي با شكوهي


پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ي كتابم


به همون تعداد اسما تو ولي دادي عذابم


لااقل خوب شد كه لطفي كردي و واسم نوشتي


معني حرف تو اين بود كه مطيع سرنوشتي


دلم و دادم به دست تو براي يادگاري


قابلي نداره بردار مي دونم دوسم نداري


وقتي كه بارون مي گيره چشام از عشق تو خيسه


دل برات به قول سهراب زير بارون مي نويسه


تنها آرزوم همينه تا يادم نرفته راستي


كاش يه روز بهم بگي كه من همونم كه مي خواستي
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:15 ق.ظ
 
ارسال: #52
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
گلايه


ديگر مرا به معجزه دعوت نمي کني


با من ز درد حادثه صحبت نمي کني


ديريست پشت پنجره ماندم که رد شوي


اما تو مدتي ست اجابت نمي کني


قدلي که داده اي به من از ياد برده اي


گفتي ز باغ پنجره هجرت نمي کني


بيمار عشق توست پرستوي روح من


از اين مريض خسته عيادت نمي کني


باشد برو ولي همه جا غرق عطر توست


گرچه تو هيچ خرج صداقت نمي کني


يکبار از مسير نگاهم عبور کن


آنقدر دور گشته که فرصت نميکني


گل هاي باغ خاطره در حال مردنند


به ياس هاي تشنه محبت نمي کني


رفتي بدون آنکه خداحافظي کني


ديگر به قاب پنجره دقت نمي کني


امروز سيب سرخ رفاقت دلش گرفت


اين سيب را براي چه قسمت نمي کني


يعني من از مقابل چشم تو رفته ام


اين کلبه را دوباره مرمت نمي کني


زيبا قرارمان همه جا هر زمان که شد


گرچه تو هيچ وقت رعايت نمي کني
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:15 ق.ظ
 
ارسال: #53
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
غير من


ديگه شعرام واسه چشماي تو تازگي نداره


دلم از دست همون چشم تو زندگي نداره


تو مي گي خسته مي شي چشمام رو مي کني فراموش


ولي من عاشقم عاشق که خستگي نداره


مي گي من دوست ندارم برو و صرف نظر کن


ديوونم اينکه به احساس تو بستگي نداره


تو مي گي ساده بگير زندگي رو من و رها کن


عاشقي خط خطيه صافي و سادگي نداره


تو مي گي يه کم غرور داشته باش و منطقي تر شو


کارم از غرور گذشته هر چي که بگي نداره


من مي گم دلم شکسته س تو مي گي اونکه سپرديش


دلي که سپرده شد ديگه شکستگي نداره


مي گم التماس چشمام کفي نيست واسه نگاهت


مي گي که عشق تو حالت هميشگي نداره


تو مي گي ديوونه ام تو راست مي گي اما عزيزم


غير من هيچ کس اين حسي که تو مي گي نداره
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:16 ق.ظ
 
ارسال: #54
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
سرش مي شه ، سرم نشد


کاش که عشق و عاشقي ، جوون و پير سرش مي شد


اوني که خيلي دوسش دارم ، اسير سرش مي شد


کاش دلي که نمي دونم چرا قسمتم شده


آدم پر از حيا و سر به زير سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش که بلا سرش مي شد


معني واژه ي تلخ مبتلا سرش مي شد


اوني که همش منه ، دوست نداره تا ما باشيم


واژه ي رسميو سنگين شما سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش کمي شب سرش مي شد


عاشقي با احترام و با ادب سرش مي شد


عمريه تو حسرت گرمي دستاشمي سوزم


اوني که منو سوزونده کاش که تب سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش آرزو سرش مي شد


معني جمله ي ناز تو بگو سرش مي شد


حرفامو که مي دونم ، بخوام ، نخوام گوش نمي ده


لااقل کاش تو قصه ، گفتگو سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش گل ياس سرش مي شد


صفري که هديه ي اونه تو کلاس سرش مي شد


کاش يه لحظه خودشو فقط به جاي من مي ذاشت


شوق درد عاشقاي بي حواس سرش مي شد


اوني که عاشقشم ، کاش آسمون سرش مي شد


جز دو رنگي ، يه کم از رنگين کمون سرش مي شد


عمريه بهش مي گم ديوونتم ، سکوتو هيچ نه که عاشقم بشه ، کاش که جنون سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش که وفا سرش مي شد


شمع و پروانه و فانوس و خدا سرش مي شد


نمي خوام تمام حرفا رو بفهمه لااقل


کاش خود دوست دارم ، جدا جدا سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش مي ميرم سرش مي شد


واس خاطر تو ماهو مي گيرم سرش مي شد


يه جوري زمزمه مي کنه که از پيشش برم


لااقل کاش نمي شه ، کاش نمي رم سرش مي شد


ايکاش اون فقط يه کم در به دري سرش مي شد


اينکه مي ميره دل از بي خبري سرش مي شد


کاش همه رنگايي که خودش مي خواد و نمي ديد


يه کمي رمگ من خکستري سرش مي شد


اوني که عاشقشم ، کاش که سفر سرش مي شد


رفتن و هجرت و کوچ و بال و پر سرش مي شد


نه دوسم داره ، نه مي گه دوستت نداشته باشمش


کاش يه بار منم به همراهت ببر ، سرش مي شد


اوني که عاشقشم کاش که جواب سرش مي شد


ميون هر کي که داره ، انتخاب سرش مي شد


کاش جاي خيلي چيزا که بلده فقط يه کم


عشق اين عاشقو بي حد و حساب سرش مي شد


کاش يه کم... منو نگا کن ، تو وفا سرت مي شد ؟


شمع و پروانه و فانوس و خدا سرت مي شه ؟


من خودم يه وقتا ديدم نگران من مي شي


ترس وکهکشان و گيتار و دعا سرت مي شه ؟


ببينم قايم نکن خيلي چيزا سرت مي شه


بدي و زشتي قلب آدما سرت مي شه


واسه ي همينه که خوب داري بازي مي کني


که همين حرفايي که زدم کجا سرت مي شه


تو تمام دردامو سرت مي شه ، سرت مي شه


نه که حالا ، از اون اول هميشه سرت مي شه


مي دوني عاشقتم ، دلت برام شور مي زنه


ولي بيشتر از مي خوامش ، نمي شه سرت ميشه


من مي رم ، حرفاي من يه روزي باورت مي شه


شعر من کليد قفل زرد دفترت مي شه


اما هر چي که شدي ، رسيدي به هر جا بدون


گفته بودم تو قد فرشته ها سرت مي شه


من که هر چيزي نوشتم از تو باز سرم نشد


اينکه شايد نباشم پيش تو باورم نشد


فکرامو کرده بودم خواستم همين حالا برم


نذارش پاي دروغ ، آره نشد برم ، نشد
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:16 ق.ظ
 
ارسال: #55
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
صبورم هنوز


ز چشمت اگر چه که دورم هنوز


پر از اوج و عشق و غرورم هنوز


ااگر غصه باريد از ماه و سال


به ياد گرشته صبورم هنوز


شکستند اگر قاب ياد مرا


دل شيشه دارم بلورم هنوز


سفر چاره ي دردهايم نشد


پر از فکر راه عبورم هنوز


ستاره شدن کار سختي نبود


گرشتم ولي غرق نورم هنوز


پر از خاطرات قشنگ توام


پر از ياد و شوق و مرورم هنوز


ترا گم نکردم خودت گم شدي


من شيفته با تو جورم هنوز


اگر جنگ با زندگي ساده نيست


در اين عرصه مردي جسورم هنوز


اگر کوک ماهور با ما نساخت


پر از نغمه ي پک و شورم هنوز


قبول است عمر خوشي ها کم است


ولي با توام پس صبورم هنوز
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:16 ق.ظ
 
ارسال: #56
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
سرنوشت من و چشمهايت


ايکاش در چشم هايت ترديد را ديده بودم


يا از همان روز اول از عشق ترسيده بودم


ايکاش آن شب که رفتم از آسمان گل بچينم


جاي گل رز برايت پروانگي چيده بودم


گل را به دست تو دادم حتي نگاهم نکردي


آن شب نمي داني اما تا صبح لرزيده بودم


آن شب تو با خود نگفتي که بر سرمن چه آمد


با خود نگفتي ز دستت من باز رنجيده بودم


انگار پي برده بودي ديوانه ات گشته ام من


تو عاشق من نبودي و دير فهميده بودم


از آن شب سرد پاييز که چشم من به تو افتاد


گفتم ايکاش شب ها هر گر نخوابيده بودم


از کوچه که مي گذشتيم حتي نگاهم نکردي


چشمت پي ديگري بود اين را نفهميده بودم


آن شب من و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستيم


ايکاش يک خواب بد بود چيزي من ديده بودم


تو اهل آن دوردستي من يک اسير زميني


عشق زمين و افق را ايکاش سنجيده بودم


بي تو چه شبها که تا صبح در حسرت با تو بودن


اندوه ويرانيت را تنها پرستيده بودم


وقتي صدا کردي از دور با عشوه اي نادرت را


آن لهجه نقره اي را ايکاش نشنيده بودم


انگار تقصير من بود حق با تو و آسمان است


وقتي که تو مي گذشتي از دور خنديده بودم


اما به پروانه سوگند تنها گناهم همين ست


جاي تو بودم اگر من صد بار بخشيده بودم


بايد برايت دعا کرد آباد باشي و سرسبز


ايکاش هرگز نبيني چيزي که من ديده بودم


اندوه بي اعتناي چه يادگار عجيبي ست


اما چه شب ها که آن را از عشق بوسيده بودم


حالا بدان تو که رفتي در حسرت بازگشت


يک آسمان اشک آن شب در کوچه پايشده بودم


هر گز پشيمان نگشتم از انتخاب تو هرگز


رفتي که شايد بدانم بيهوده رنجيده بودم


حالا تو را به شقايق ديگر بيا کوچ کافيست


جاي تو بودم اگر من اين بار بخشيده بودم
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:16 ق.ظ
 
ارسال: #57
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
فداي اونکه


براي عاشقي ديره


ولي باز دست تقدريه


تا دستامون نره بالا


جايي بارون نمي گيره


دلي که دادمش دستت


ديگه از زندگي سيره


نيومد وقتي ام اومد


فقط گفت که داره مي ره


نگفتم من خداحافظ


آخه قلبم هنوز گيره


بدون اين قلب ديوونه


ديگه محتاج زنجيره


بمون اين زخم رو بدتر کن


عجيب محتاج شمشيره


بريزم اشکام رو شايد


آخه اين آخرين تيره


نگي تو اوني که رفته


وجودش غرق تقصيره


فداي او که تو خوابم


من رو تحويل نمي گيره
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:16 ق.ظ
 
ارسال: #58
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
پيغام


اوني که گفته بود پيشم مي مونه


کسي که من دلم مي خواد همونه


اوني که تو پاييز واسم قسم خورد


فقط با من هميشه مهربونه


اون کسي که با ذوق و شوق به من گفت


بايد که وايساد جلوي زمونه


اوني که گفت قسمت همش دروغه


يه چيزيه درست مث بهونه


اوني که ماجراي عاشقيشو


گلدون اطلسي مونم مي دونه


اون کسي که مي گفت ستاره هامون


تو بهترين نقطه ي کهکشونه


اون که مي گفت توکل دوتامون


به لطفاي خداي آسمونه


اون که مي گفت دق مي کنه اگر که


پاي کس ديگري در ميونه


اون که مي گفت چاره فقط سکوته


واسه جواب حرف عاشقونه


نمي دونم چي شد که رفت و آخر


پيغام فرستاد من مي رم ديوون
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:16 ق.ظ
 
ارسال: #59
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
تنها توقع


نگات قشنگه وليکن يه کم عجيب و مبهمه


من از کجا شروع کنم دوست دارم يه عالمه


من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر


نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه


تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه


من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه


هواي رفتن که کني واسه تو فرقي نداره


اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه


آخرشم دق مي کنم تا من و دوست داشته باشي


مردن که از عاشقيه يک دفه نيست که کم کمه


من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي کني


زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


مي پرسم از چشماي تو ممکنه اينجا بموني ؟


مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


هرجاي دنيا که بري ديگه نشو مال همه


رسمه که لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن


قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه


شايد اين و بهم دادي که هميشه با من باشه


حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه


ديدي گلا شب که ميشه اشکاشونو رو مي کنن


يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه


تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني


اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه


چشماي روشنت يه کم کاشکه هواي من رو داشت


تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:17 ق.ظ
 
ارسال: #60
RE: اشعار مریم حیدر زاده
پست‌ها: 757
تاریخ عضویت: 11 شهریور 1391
اعتبار: 10
حالت من: انتخاب نشده
تک بيتي


مگه ازت چي کم دارم که روز و شب ناز مي کني


فکر مي کني ازم سري ، بال داري ، پرواز مي کني ؟


ما رو بگو سپرديمش دل و چشامونو به کي


اون که به زندگي مي گه ، نمايش عروسکي


دارم از تو مي نويسم تو يه روز سرد برفي


قلمم نمي نويسه ، مي گه تو نداري حرفي


برو ديگه نبينمت ، خاطر خواهيت دروغ بوده


تو خلوتم با گريه هام ، چه قدر سرت شلوغ بوده


روشني چشات نداره مرزي


تو خيلي بيشتر از اينا مي ارزي
















˙·٠خانمی آذر فروم٠·˙
12-06-1391 05:17 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار شاعران درباره مرگ Sky Girl 11 266 07-07-1394 12:33 ب.ظ
آخرین ارسال: eli1992
  غم در اشعار فارسي... Sky Girl 34 944 21-03-1393 11:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  دل در اشعار فارسي Sky Girl 27 717 21-03-1393 11:13 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  زندگي در اشعار فارسي Sky Girl 20 572 28-02-1393 02:17 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  عشق در اشعار فارسي Sky Girl 26 720 11-12-1392 03:06 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان