اشعار صائب تبریزی - صفحه 2 - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

اشعار صائب تبریزی
زمان کنونی: 17-09-1395،02:11 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Sky Girl
آخرین ارسال: Sky Girl
پاسخ: 15
بازدید: 444

 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: اشعار صائب تبریزی
ارسال: #11
Cvp: اشعار صائب تبریزی
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
خار در پیراهن فرزانه می‌ریزیم ما
گل به دامن بر سر دیوانه می‌ریزیم ما
قطره گوهر می‌شود در دامن بحر کرم
آبروی خویش در میخانه می‌ریزیم ما
در خطرگاه جهان فکر اقامت می‌کنیم
در گذار سیل، رنگ خانه می‌ریزیم ما
در دل ما شکوهٔ خونین نمی‌گردد گره
هر چه در شیشه است، در پیمانه می‌ریزیم ما
انتظار قتل، نامردی است در آیین عشق
خون خود چون کوهکن مردانه می‌ریزیم ما
هر چه نتوانیم با خود برد ازین عبرت‌سرا
هست تا فرصت، برون از خانه می‌ریزیم ما
در حریم زلف اگر نگشاید از ما هیچ کار
آبی از مژگان به دست شانه می‌ریزیم ما



19-11-1392 12:28 ب.ظ
 
ارسال: #12
Cvp: اشعار صائب تبریزی
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
جواب را نتوان فكر كرد روز سؤال
چو هست فرصتى، آماده كن جواب اينجا
در آفتاب قيامت چه كار خواهى كرد
اگر به سايه گريزى ز آفتاب اينجا



19-11-1392 12:30 ب.ظ
 
ارسال: #13
Cvp: اشعار صائب تبریزی
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم
نعمتی بود که از هستی خود سیر شدیم
نیست زین سبز چمن کلفت ما امروزی
غنچه بودیم درین باغ، که دلگیر شدیم
گر چه از کوشش تدبیر نچیدیم گلی
اینقدر بود که تسلیم به تقدیر شدیم
دل خوش مشرب ما داشت جوان عالم را
شد جهان پیر، همان روز که ما پیر شدیم
تن ندادیم به آغوش زلیخای هوس
راضی از سلسلهٔ زلف به زنجیر شدیم
صلح کردیم به یک نفس ز نقاش جهان
محو یک چهره چو آیینهٔ تصویر شدیم
صائب آن طفل یتیمیم در آغوش جهان
که به دریوزه به صد خانه پی شیر شدیم



19-11-1392 12:32 ب.ظ
 
ارسال: #14
Cvp: اشعار صائب تبریزی
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
ما نقش دلپذیر ورق‌های ساده‌ایم
چون داغ لاله از جگر درد زاده‌ایم
با سینهٔ گشاده در آماجگاه خاک
بی‌اضطراب همچو هدف ایستاده‌ایم
بر دوستان رفته چه افسوس می‌خوریم؟
با خود اگر قرار اقامت نداده‌ایم
چون غنچه در ریاض جهان، برگ عیش ما
اوراق هستیی است که بر باد داده‌ایم
ای زلف یار، اینهمه گردنکشی چرا؟
آخر تو هم فتاده و ما هم فتاده‌ایم
صائب زبان شکوه نداریم همچو خار
چون غنچه دست بر دل پر خون نهاده‌ایم



19-11-1392 12:34 ب.ظ
 
ارسال: #15
Cvp: اشعار صائب تبریزی
پست‌ها: 724
تاریخ عضویت: 30 دى 1392
اعتبار: 65
حالت من: انتخاب نشده
بهار نوجوانی رفت، کی دیوانه خواهی شد؟
چراغ زندگی گل کرد، کی پروانه خواهی شد؟
مشو غافل درین گلشن چو شبنم از نظر بازی
که تا برهم گذاری چشم را، افسانه خواهی شد



19-11-1392 12:37 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار شاعران درباره مرگ Sky Girl 11 266 07-07-1394 12:33 ب.ظ
آخرین ارسال: eli1992
  غم در اشعار فارسي... Sky Girl 34 945 21-03-1393 11:43 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  دل در اشعار فارسي Sky Girl 27 717 21-03-1393 11:13 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  زندگي در اشعار فارسي Sky Girl 20 573 28-02-1393 02:17 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl
  عشق در اشعار فارسي Sky Girl 26 721 11-12-1392 03:06 ب.ظ
آخرین ارسال: Sky Girl

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان