اشعار حضرت زهرا - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

اشعار حضرت زهرا
زمان کنونی: 14-09-1395،09:49 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Armin 2afm
آخرین ارسال: Armin 2afm
پاسخ: 17
بازدید: 757

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: اشعار حضرت زهرا
ارسال: #1
اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 07-12-1391 02:33 ق.ظ توسط Friga
منکران قتل زهرا گوش گوش
حامیان قاتل زهرا خموش
قتل دخت مصطفی افسانه نیست
قصۀ شمع و گل و پروانه نیست
آتش افروزی به بیت بوتراب
پیش ما روشن تر است از آفتاب
دارم از اهل مخالف چهل سند
چهل سند جمله صحیح و مستند
که فلانی گفت با حبل المتین
نفس پیغمبر امیرالمؤمنین
کای علی بیرون بیا از خانه باز
بر خلیفه دست بیعت کن دراز
گر ز خانه پای نگذاری برون
ور نیایی جانب مسجد کنون
به خداوندی که جان داد و تنم
خانه را با اهلش آتش می زنم
پاسخش گفتا یکی در آن میان
با چه جرأت از تو سر زد این بیان
هیچ می دانی که در این انجمن
زینبش است و حسین است و حسن
گفت حتی با حسین و با حسن
بایدم این خانه را آتش زدن
او برون استاده مولا در درون
او قسم خورد و علی نامد برون
چون علی بیرون نیامد لاجرم 
دود آتش رفت بالا زان حرم 
از هجوم دشمنان در باز شد 
حمله بر بیت الولا آغاز شد 
حال می پرسم که آیا فاطمه 
بی تفاوت بود در بین همه؟ 
نیست هرگز یک مسلمان باورش 
فاطمه غافل شود از شوهرش 
بین دشمن یار را تنها نهد 
بهر حفظ جان علی را وانهد 
او از اول پشت در استاده بود 
بر دفاع شیر حق آماده بود 
دید دشمن گشته زهرا سدّ راه 
تازیانه رفت بالا آه آه 
سدّ راه خویش را برداشتند 
پای در بیت خدا بگذاشتند 
داشت زهرا دامن حیدر به دست 
زان غلاف تیغ دستش را شکست 
میثم اینجا دیده را خونبار کن 
باز هم این بیت را تکرار کن 
قتل ناموس خدا افسانه نیست 
قصۀ شمع و گل و پروانه نیست
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
07-12-1391 02:18 ق.ظ
 
ارسال: #2
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]ای روح آفتاب چرا پا نمی شوی[/font]

[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]بانوی بو تراب چرا پا نمی شوی[/font]

[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]پهلوی من هم از خبر رفتنت شکست[/font]
[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]
رکنم شده خراب چرا پا نمی شوی

با قطره قطره اشک سلامت نموده ام

زهرا بده جواب چرا پا نمی شوی

خورشید لطمه دیده حیدر بلند شو

بر جمع ما بتاب چرا پا نمی شوی

رفتی و روی صورت خود را کشیده ای

ای مادر حجاب چرا پا نمی شوی

بی تو تمام ثانیه ها دق نموده اند

رفته زمان بر آب چرا پا نمی شوی

روی کبود تو به نگاهم اشاره کرد

مردم از این خطاب چرا نمی شوی

می میرد از تنفس دلگیر کوچه ها

این غنچه های ناب چرا پا نمی شوی[/font]
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
17-12-1391 12:08 ق.ظ
 
ارسال: #3
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
آخرین ویرایش در 03-01-1392 09:47 ب.ظ توسط Armin 2afm
[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]روی دل ها می شود غم بار بعضی وقت ها[/font]

[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]زندگی هم می شود غمبار بعضی وقت ها[/font]

[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]در هجوم دردها وقتی که سینه بشکند[/font]

[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]می کشی حتی نفس دشوار بعضی وقت ها[/font]
[font='lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif]
شِکوه وقتی جای تشریک مساعی را گرفت

گریه مشکل می شود انگار بعضی وقت ها

باورش سخت است اما می شود یک زن شود

با چهل نامرد در پیکار بعضی وقت ها

منکر معروف را دیدند و همراهش شدند

حقِّ حق هم می شود انکار بعضی وقت ها

عده ای در خانه ای هستند و بالا می رود

دود و آتش از در و دیوار بعضی وقت ها

حال و روز بچه ها را سخت می ریزد بهم

مادری که می شود بیمار بعضی وقت ها

فضّه هم باشد کنارت باز هم بی فایده است

کار وقتی بگذرد از کار بعضی وقت ها

بی هوا وقتی که با شدت به پهلو می خورد

کار خنجر می کند مسمار بعضی وقت ها

درد پهلوی شکسته ناله ای دارد که شب

می کند همسایه را بیدار بعضی وقت ها

وای از این دنیا که زهرا بین کوچه می شود

رو به رو با یک جنایتکار بعضی وقت ها[/font]
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
17-12-1391 12:17 ق.ظ
 
ارسال: #4
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
دلم ز روز ازل مبتلای زهرا بود
غلام خانه به دوشی برای زهرا بود
نه من ، که عالم امکان سراسرش هر دم
ز روز اوّل خلقت گدای زهرا بود
و نیمه های شب شهر مصطفی آن روز
گدای نیمه شب ربّنای زهرا بود
نبی که رفت تمام مدینه ویران شد
مدینه که همه اش خاک پای زهرا بود
ز گریه های شب فاطمه شکایت داشت
شبی که زائر آن اشک های زهرا بود
میان کوچه فدک را گرفت با سیلی
شروع کوچه شب انتهای زهرا بود
همیشه بغض میان گلوش سنگین بود
کسی که شاهد آن ماجرای زهرا بود
تمام شهر به این ماجرای غم تن داد
کسی نگفت که این حق برای زهرا بود
کسی به غربت مولا علی که رحم نکرد
همان علی که همیشه فدای زهرا بود
برای آتش بیداد هیزم آوردند
صدای آه شبیه صدای زهرا بود
مگر نبود که پیغمبر خدا فرمود
رضای حضرت حق در رضای زهرا بود
به پشت درب و لگدهای کینه ، با فضّه
بیا به یاری زهرا ندای زهرا بود
مقابل علی و زینب و حسین و حسن
شکست مادر و روز عزای زهرا بود
برای بستن حیدر طناب آوردند
یگانه یاور زهرا خدای زهرا بود
گرفته دست به دیوار و در پی حیدر
تمام شهر نبی هم نوای زهرا بود
میان ذکر قنوت شبش پس از آن روز
دوای مرگ همیشه دعای زهرا بود
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 09:43 ب.ظ
 
ارسال: #5
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
ندارد کودکی طاقت که نیلی
زسیلی صورت مادر ببیند
هزاران بار اجل برمرد خوشتر
که سیلی خوردن همسرببیند
چه حالی می کند پیدا خدایا
اگر این صحنه را حیدر ببیند
مگو روکرده پنهان تا مبادا
رخش را ساقی کوثر ببیند
مبادا مادری را دختری خرد
به وقت مرگ در بستر ببیند
ندارد طاقتی زهرای اطهر
که زینب را به چشم تر ببیند
چه جانسوز است وجان فرسا خدایا
که داغ مادری دختر ببیند
نهان چادرو سجاده اش را
مبادا زینب مضظر ببیند
برو دیوار و در را شستشو کن
مگر این صحنه را کمتر ببیند
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #6
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
نور حق در ظلمت شب رفت در خاك، اى دريغ!
 با دلى از خون لبالب رفت در خاك، اى دريغ!
طلعت بيت الشَّرف را، زُهره تابنده بود
 آه! كآن تابنده كوكب رفت در خاك، اى دريغ!
آفتاب چرخ عصمت با دلى از غم كباب
 با تنى بيتاب و پرتب رفت در خاك اى دريغ!
پيكرى آزرده از آزار افعى سيرتان
 چون قمر در برج عقرب رفت در خاك، اى دريغ!
ليلى حُسن قِدَم، با عقل اَقدم همقدم
 اوّلين محبوبه رب رفت در خاك، اى دريغ!
حامل انوار و اسرار رسالت آن كه بود
جبرئيلش طفل مكتب، رفت در خاك اى دريغ!a
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #7
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
بر احوالم ببار ای ابر اشگ از آسمان امشب
که من با دست خودسازم گلم در گل نهان امشب
مکن ایدیده منع¬ام گر بجای اشگ خونبارم
که میگریم من از هجران زهرای جوان امشب
حسن نالان حسین گریان پریشان زینبم از غم
چسان آرام بنمایم من این بی مادران امشب
نشینم تا سحرگه بر سر قبرت من دلخون
چو بلبل از فراقت سر کنم آه و فغان امشب
گرفتم آنکه برخیزم بسوی خانه برگردم
چگویم گر زمن خواهند مادر کودکان امشب
زمین با پیکر رنجیده زهرا مدارا کن
که این پهلو شکسته برتو باشد میهمان امشب
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 09:44 ب.ظ
 
ارسال: #8
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
تمام اهل عالم دم گرفتند
به حال خانه ی ما غم گرفتند
که روزی روزگاری خانه ی ما
صفایی داشت آن را هم گرفتند
 
کنون افتاده ناله در دل باد
و حتی آسمان هم ناله سر داد
نمی دانی چه شد در آن سیاهی
خودم دیدم که بین کوچه افتاد
 
ز چشمش سیلی کین سو گرفته
که حتی از علی هم رو گرفته
خودم دیدم که مادر زیر چادر
دو دستی دست بر پهلو گرفته
 
به قلب مادرم زخم فدک خورد
دل ریش پدر جانم نمک خورد
خرابم شد به سر انگار دنیا
که پیش چشم من مادر کتک خورد
 
کمی با درد و شبنم راه می رفت
و با دنیایی از غم راه می رفت
اگر چه دست بر دیوار می زد
ولی با قامتی خم راه می رفت
 
شدم این روزها غمخوار زهرا(س)
و مدیون سوال چشم بابا
همین الان حدود چند روز است
که می ترسم ببوسم صورتش را
 
و دارد می رود از خانه کم کم
و چشمان پدر با اشک نم نم
و در زانوی او دیگر رمق نیست
به روی شانه اش دنیای ماتم
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 09:45 ب.ظ
 
ارسال: #9
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
آسمانی ترین من امشب
آسمان را چه تیره می بینم
امشبی را چگونه تا به سحر
سر قبر ستاره بنشینم
 
ای گلم خواب هم نمی دیدم
قاری ختم امشبت باشم
فاطمه جان چه قدر دشوار است
من پرستار زینبت باشم
 
آسمانی ترین من امشب
آسمانت چه دیدنی شده است
حال و روز غریبی علی و
کودکانت شنیدنی شده است
 
دائما پیش چشم خونبارم
صحنه درب و خانه می گذرد
چند وقتی است روزگارم با
گریه های شبانه می گذرد
 
روضه خوان شبانه ی خانه
سوز دل های غربت حسن است
روضه اش دائما : کسی راه
کوچه را روی مادر ما بست
 
زینبت ، وارث دعای شبت
سر سجاده ات دعا می خواند
زیر لب ، زمزمه کنان می گفت
کاش مادر کمی دگر می ماند
 
در دلها تمام ناشدنی است
باید اما ز تو جدا بشوم
می روم تا شبی دگر بانو
زائر تربت شما بشوم
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
03-01-1392 09:45 ب.ظ
 
ارسال: #10
RE: اشعار حضرت زهرا
پست‌ها: 1,079
تاریخ عضویت: 29 آذر 1391
اعتبار: 51
حالت من: انتخاب نشده
بار الها چه کنم گوهرم از دستم رفت
همدم و مونس و غم پرورم از دستم رفت

ماه من در شب تاریک نهان شد در خاک
آخر آن مرغ شکسته پرم از دستم رفت

ناگزیرم دگر از شهر مدینه بروم
چه کنم گر نروم همسرم از دستم رفت

فاتح خیبرم و خانه نشینم کردند
کشته شد فاطمه و یاورم از دستم رفت

درگهم مقتل محبوب جوانمرگ من است
هیجده ساله حمایتگرم از دستم رفت

غسل میدادم و دیدم بدنش مجروح است
وا مصیبت گل نیلوفرم از دستم رفت

فاطمه یک تنه بر من عوض لشگر بود
موج زد فوج بلا ، لشگرم از دستم رفت

صِهر پیغمبرم و خسته ز جور امّت* *(صِهر:داماد)
ساقی کوثرم و کوثرم از دستم رفت

دگر از ناله اش اهل وطن آسوده شدند
راحتی بخش دل مضطرم از دستم رفت

آبِ رفته که شنیدست به جو برگردد
عاقبت نور دو چشم ترم از دستم رفت

کاش میبود خدیجه سر قبرش میگفت
وای بر حال علی دخترم از دستم رفت

نفسی میکشم و همنفسی میجویم
درد دل با که کنم دلبرم از دستم رفت

ترسم از آن که بُوَد زندگیم طولانی
سیرم از جان که ز جان بهترم از دستم رفت

گردد از ناله ی زینب جگرم خون شبها
گوید ای وای خدا مادرم از دستم رفت
















زیر بارون اگه دختری رو سوار کردین
به جای شماره بهش امنیت بدید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مرد نظرتان!!!
بگذارید زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت دید
احساس امنیت کنه نه احساس ترس
بیاید فارغ از جنسیت کمی هم

  مـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باشیم...
04-01-1392 03:32 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار روز عرفه Friga 0 120 22-07-1392 11:33 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  اشعار حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه Armin 2afm 6 299 14-04-1392 01:25 ق.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  اشعار مناجات امام زمان(عج) Armin 2afm 0 238 18-11-1391 01:49 ق.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  اشعار میلاد پیامبر Armin 2afm 0 174 09-11-1391 06:02 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm
  اشعار میلاد پیامبر و امام صادق (ع) Armin 2afm 0 151 09-11-1391 06:01 ب.ظ
آخرین ارسال: Armin 2afm

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان