ازخودگذشتگی عجیب یک زن و طلاق گرفتن از همسرش!! - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

ازخودگذشتگی عجیب یک زن و طلاق گرفتن از همسرش!!
زمان کنونی: 16-09-1395،11:18 ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Friga
آخرین ارسال: Friga
پاسخ: 1
بازدید: 186

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: ازخودگذشتگی عجیب یک زن و طلاق گرفتن از همسرش!!
ارسال: #1
ازخودگذشتگی عجیب یک زن و طلاق گرفتن از همسرش!!
پست‌ها: 11,943
تاریخ عضویت: 20 اردیبهشت 1390
اعتبار: 288
حالت من: Shad
زن جوان كه با رضایت و لبخند به دادگاه آمده بود، گفت كه با زور بسیار همسرش را به طلاق راضی‌ كرده است، او معتقد بود كه همسرش باید زندگی جدیدی را شروع كرده و نباید به خاطر او آینده‌اش را تباه كند.
این بار برخلاف روند معمول دادگاه‌های خانواده، زوج‌ جوانی با لبخند بر لب وارد دادگاه شدند. مرد جوان، صندلی‌های شعبه دادگاه را به كناری زد تا راه برای ورود همسرش فراهم شود. زن جوان نیز كه بر روی صندلی چرخ‌دار نشسته بود، رو به روی قاضی دادگاه منتظر شروع جلسه رسیدگی شد.
مرد به درخواست قاضی، دلیل جدای‌شان را بیان كرد و گفت: چهار سال گذشته زندگی مشترك‌مان را شروع كردیم، زندگی كه بیشتر شبیه قصه بود، همسرم، ‌فرزند یكی از دوستان خانوادگی‌مان بود، ما از دوران جوانی به یكدیگر علاقه داشتیم و خانواده‌ها از ابتدا از این علاقه، مطلع بودند ‌و هیچ‌گاه با این امر مخالفتی نكردند، زیرا از نظر آنها نیز ما برای یكدیگر ساخته شده بودیم.
وی ادامه داد: دو سال اول زندگی‌مان برخلاف دیگر زوج‌ها بدون داشتن مشكلات بزرگی سپری شد، اما بعد از مدتی روزگار به ما فهماند كه زندگی همیشه بر وفق مراد نیست و مشكلات بزرگی هم در زندگی وجود دارد.

این مرد جوان كه دست‌های همسرش را می‌فشرد، ادامه داد: در دومین سال ازدواج‌مان تصمیم گرفتیم به سفر برویم و متاسفانه همان سفر به شمال تقدیر زندگی‌مان را تعیین كرد و بر اثر تصادف همسرم برای همیشه، از داشتن دو پا محروم شد.
مرد جوان كه 29 سال سن داشت، اظهاركرد: بعد از گذشت آن ماجرا، برخلاف علاقه همسرم به زندگی مشترك ادامه دادیم، زیرا همسرم معتقد بود كه ما باید از یكدیگر جدا شویم تا من بتوانم به زندگی عادی خود ادامه دهم اما من به دلیل علاقه‌ای كه به همسرم داشتم، دو سال به حرف‌های او بی‌اعتنا بودم اما بعد از گذشت دو سال به اصرار او، به دادگاه آمدم.
زن جوان كه لبخندی بر صورت داشت در ادامه عنوان كرد: علاقه همسرم به من ثابت شده است و من از او به دلیل محبت‌های بی‌اندازه‌اش سپاسگذارم، همسرم دو سال است كه بعد از رخ دادن آن اتفاق اجازه نداده است كه ذره‌ای احساس ناراحتی كنم. بارها از او خواستم كه از یكدیگر جدا شویم تا او بتواند به راحتی به زندگی‌اش ادامه دهد اما با مخالفت شدید مرا به سكوت دعوت می‌كرد.
مرد جوان گفت: خانه مشتركی را كه در آن زندگی می‌كردیم به نام همسرم زدم تا او بتواند به راحتی به زندگی ادامه دهد. هرچند اكنون نیز با رضایت كامل در این مكان حضور نیافته‌ام و به اصرار همسرم به جدایی رضایت داده‌ام.
قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین حكم طلاق توافقی آنها را صادر كرد.
















دورمچم به جای ساعت یکنوار مشکی بستم
تا همه بفهمن من از همه هر چه زمانو متعلق به زمان است بیزارم
من هم روزی قلبی داشتم
که توسط مردمانی ازمیان شما شکست و شکست تا سنگی شد
واکنون روزگاریست که شیطان فریاد میزند..
انسان پیدا کنید سجده خواهم کرد...


=====ஜ۩۞۩ஜ=====

23-04-1391 12:04 ق.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  عرضه کیف پولهای هوشمند عجیب Friga 0 113 24-06-1392 06:10 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
  مراسم سنتی و عجیب برای اثبات برادری در اندونزی +عکس Friga 0 126 26-05-1392 11:16 ق.ظ
آخرین ارسال: Friga
  مهریه‌های عجیب دختران تهرانی! Emziper 0 85 19-05-1392 05:51 ب.ظ
آخرین ارسال: Emziper
  کشف‌ده‌هاجمجمه‌ی‌عجیب‌درمکزیک Friga 0 155 02-10-1391 05:19 ب.ظ
آخرین ارسال: Friga
1 حرکت دیدنی و آموزنده یک سگ ولگرد برای همسرش Friga 0 167 30-09-1391 10:33 ق.ظ
آخرین ارسال: Friga

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان