آن بالا - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

آن بالا
زمان کنونی: 21-09-1395،05:23 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: SecreT
آخرین ارسال: SecreT
پاسخ: 1
بازدید: 77

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: آن بالا
ارسال: #1
آن بالا
پست‌ها: 368
تاریخ عضویت: 11 تير 1392
اعتبار: 39
حالت من: انتخاب نشده
داشتم با ناهار
یک دو پیمانه از آن تلخ، از آن مرگابه
زهر مارم می‌کردم
مزه‌ام لب گزهای تلخ و گس ِ با همگان تنهایی
پسرک
- پسرم -
در سکنج ِ دو ردیف ِ قفسکهای ِ کتاب
رفته بود آن بالا
دست‌ها از دو طرف وا کرده
تکیه داده به دو آرنج، گشوده کف ِ دست
پای آویخته و سر سوی بالا کرده
مثل یک مرد که بر دار ِ صلیب
یا گر باید هموار بگویم، شاید
مثل یک چوب ِ نه هموار ِ صلیب
خواهرش گفت:
"بیا پایین، زردشت!"
مادرش گفت:"بیا پایین مادر!
وقت خواب است، بیا، من خوابم می‌آید"
"من نمی‌آیم پایین، من اینجا می‌خوابم"
- گفت زردشت ِ صلیب -
"من همین بالا می‌خوابم"
من به او گفتم یا می‌گفتم می‌باید:
"تو بیا پایین، فرزند!
پدرت آن بالا می‌خوابد"
یا شاید:
"پدرت آن بالا خوابیده ست!"
















[عکس: festival-crowd2.jpg]
27-04-1392 05:37 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان