آموزش حسابداري مديريت: ديروز، امروز، و فردا - تالار گفتمان آذر فروم





دعوت به همکاری با آذر فروم

 

آموزش حسابداري مديريت: ديروز، امروز، و فردا
زمان کنونی: 18-09-1395،05:22 ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: moderator
آخرین ارسال: moderator
پاسخ: 1
بازدید: 369

 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موضوع: آموزش حسابداري مديريت: ديروز، امروز، و فردا
ارسال: #1
آموزش حسابداري مديريت: ديروز، امروز، و فردا
پست‌ها: 1,456
تاریخ عضویت: 22 اردیبهشت 1390
اعتبار: 36
حالت من: Ghafelgir
مقدمه
مردمان جنوب امريكا براي ضبط معاملات تجاري خود از طنابهاي گره‏زده استفاده مي‏كردند. مصريها براي نگهداري سوابق، سفال را برگزيده بودند، و تجار ونيزي حسابداراني اجير مي‌كردند كه دفترهاي حساب زيبا مي‏نوشتند. از گره طناب، لوحهاي سفالين و دفترهاي زيبا تا صفحات كامپيوتر، حسابداران و مدرسان حسابداري، راهي طولاني پيموده‏اند.
آموزش حسابداري مديريت هم راه درازي طي كرده است. در سالهاي 1950، دانشجويان براي كامل كردن برنامه بودجه‏اي، روزهاي زيادي كار مي‏كردند؛ اما امروز به كمك رايانه آنان مي‏توانند تنها ظرف چند ساعت به تهيه و بازنگري در بودجه بپردازند. در سالهاي 1960 مدرسان حسابداري مديريت در استفاده از گچ و تخته سياه مهارت داشتند، اما امروز آنها بايد طرز كاربرد نرم‌افزارهاي مختلف، تصاوير گرافيكي و ويدئو را در كلاس درس بدانند.
اين مقاله با نگاهي به برخي از تغييرات اقتصاد امريكا طي قرن گذشته، آغاز مي‏شود تا اثرات اين تغييرات را بر حسابداري مديريت نشان دهد. سپس به بررسي تغييرِ تأكيد اوليه كتابهاي حسابداري مديريت از حسابداري بهاي تمام شده و گزارشگري مالي به تصميمگيري و كنترل مديريتي، مي‏پردازد. تغييرات ياد شده به‏طور مختصر براساس تاريخ ارائه مي‏شود و مقاله با توجه به ادامه تغيير موضوعات مختلفي كه با حسابداري مديريت سروكار دارد، در مورد آنچه تصور مي‏شود مدرسان حسابداري مديريت در آينده انجام خواهند داد، پايان مي‏يابد.

دنياي در حال تغيير حسابداري مديريت
تغييرات در اقتصاد امريكا
منشاء بسياري از تغييرات در نحوة تدريس و عمل حسابداري بهاي تمام شده و حسابداري مديريت، اقتصاد در حال رشد امريكا بود. براي نمونه، اهميت توليد در اقتصاد امريكا تنزل كرد اما با وجود اين كاهش, روشهاي توليد دستخوش تغيير شد. براساس داده‏هاي جمع‏آوري شده توسط دولت، مخارج دستمزد به طور يكنواخت اهميت خود را از دست داد. مطالب نشريات شناخته شده به ما مي‏گويد كه اقتصاد امريكا به اقتصادي خدماتي تبديل خواهد شد. آمار نشان مي‏دهد كه طي پنجاه سال گذشته كار استخدام به چه وضعي درآمده است. در سالهاي 1948 تا 1999 تعداد كارگران در بخشهاي توليدي نسبتاً ثابت ماند، در حالي كه در بخشهاي غيرتوليدي به طور عمده افزايش يافت. در سال 1948 تعداد افرادي كه در خارج از بخش توليدي كار مي‏كردند، تقريبا سه (8/2) برابر تعداد شاغلان بخش توليدي بود. اما در سال 1999 اين نسبت به بيش از شش (5/6) برابر رسيد.

تغييرات در كتابهاي درسي
حسابداري بهاي تمام شده در روزهاي اوليه با امروز بسيار متفاوت است. در كتابهاي گذشته به موضوعاتي چون تهيه و ارائه اطلاعات برپايه جزئيات مواد، دستمزد، سربار و گزارشهاي توليد، گردآوري و اثبات مخارج، كنترل و مقايسه مخارج (Nicholson and Rohrbach, 1919)، روشهاي پرداخت به كارگران (روشهاي استاندارد مبتني‌بر نرخ و برنامه‌هاي انگيزشي)، فهرست حسابهاي مورد استفاده در سيستم‌ بهاي تمام شده، نمونه مدارك مورد نياز در اين خصوص، روشهاي تخصيص سربار، دلايل انواع تخصيص سربار، هزينه‌يابي استاندارد و گزارش انحرافها (Alford, 1934) مي‌پرداختند، اما به عناويني مانند: تجزيه و تحليل بهاي تمام شده، حجم فعاليت، سود ، تجزيه و تحليل ارزش فعلي ، قيمتگذاري انتقالي يا موضوعات عدم تمركز ، حسابداري مسئوليت ، گزارشگري قسمت كه در كتابهاي مدرن حسابداري مديريت ديده مي‏شود، توجهي نمي‌شد.
كتابهاي امروزحسابداري مديريت شامل مباحثي از قبيل تصميمگيريهاي مديران ونظارت آنان بر تصميمگيريهاي انجام شده و استفاده از ارقام حسابداري مانند مخارج، درآمدها و سودها براي ارزيابيِ عملكرد مديران و كاركنان آنهاست. بنابراين بسياري از مديران داده‏هاي حسابداري را براي تصميمگيري عملياتي و ارزيابيِ عملكرد به كار مي‏برند(Zimmerman 1997).

تغييرات در سازمانهاي حرفه‏اي حسابداري
كتابهاي درسي و در نتيجه حرفه حسابداري مديريت تغيير كرد. سازمان حرفه‏اي كه حسابداران مديريت اعضاي اصلي آن هستند، انجمن حسابداران مديريت ، نيز طي زمان گسترش يافت. در سال 1919 انجمن ملي حسابدارانِ بهاي تمام شده امريكا ، تعداد 37 عضو داشت. هدف اين سازمان ايجاد انجمني براي حسابداران صنعتي بود تا تجربياتشان را در اختيار يكديگر قرار دهند و مشكلات اعضاي خود را حل كنند.
انجمن رشد كرد، به بلوغ رسيد و از تأكيد صرف بر حسابداري بهاي تمام شده به تأكيد بر موضوعات مربوط به كنترل مديريتي تغيير روش داد. ايجاد سيستمهاي رايانه‏اي كه در سالهاي 1950 آغاز شد، حسابداران را قادر كرد كه دامنه وسيعتري از خدمات را به مديران ارائه كنند. در واقع زماني كه انجمن در سال 1957، به اين واقعيت پي برد، كلمة بهاي تمام شده را از عنوان خود حذف كرد وبه انجمن ملي حسابداران تغيير نام داد. با گسترده شدن وظايف حسابداران از جمله تجزيه و تحليل مالي و مديريت مالي، انجمن مجدداً در سال 1991 نامش را به انجمن حسابداران مديريت تغيير داد. نشريه اصلي انجمن نيز تغيير نام داد. در سال 1925 اين نشريه با نام بولتن انجمن ملي حسابداران بهاي تمام شده انتشار يافت كه عمدتاً مقالات اعضا را كه به توصيف موضوعاتي از قبيل هزينه‏يابي محصول و بودجه‏بندي مي‏پرداختند، چاپ مي‏كرد. در سال 1957 نام آن به بولتن انجمن ملي حسابداران تغيير يافت تا تغيير نام انجمن را منعكس كند و در سال 1965 نام آن به حسابداري مديريت تغيير يافت. در سال 1990حسابداران مديريت با كارهاي مالي شركتهايشان نيز عجين شدند و از اين‌رو حرفه حسابداري مديريت جهش ديگري كرد و موجب شد كه در سال 1999 نام نشريه ماهانه انجمن به ماليه راهبردي تغيير يابد.

تغيير در تدريس حسابداري مديريت
اولين شماره مجله پژوهش حسابداري مديريت مشتمل بر سه مقاله از استادان برجسته حسابداري مديريت بود؛ هر سه بر محور اين موضوع كه حسابداري مديريت كجا بوده و به كجا خواهد رفت. در اين مقاله به ديدگاههاي دو تن از اين نويسندگان اشاره مي‏شود.
آنتوني (R. Anthony, 1983) مي‏نويسد كه در سالهاي 1930 نزديكترين موضوع به كتابهاي درسي حسابداري مديريت، كتابهاي حسابداري بهاي تمام شده بود. او همچنين به تفاوت بين حسابداري بهاي تمام شده و حسابداري مديريت به صورت زير اشاره مي‏كند:
“… به طور كلي كتابهاي درسي حسابداري بهاي تمام شده با ارقام سر و كار دارند، در حالي كه حسابداري مديريت برمبناي اين ادراك است كه انسان از ارقام استفاده مي‏كند.”
به عقيده آنتوني هدف حسابداري بهاي تمام شده، يافتن بهاي تمام شدة محصولات توليدي است. در صورتي كه هدف حسابداري مديريت كمك به مديران در استفاده از اطلاعات حسابداري براي ادارة سازمانهاست. آنتوني به معرفي عناويني مانند مخارج تفاضلي ، قيمتگذاري انتقالي، ارزش فعلي، مخارج سرمايه و مراكز سود در رشته حسابداري مديريت مي‏پردازد.
هورن‏گرن (Ch. Horngren, 1989) مي‏نويسد كه چگونه وقتي در دانشگاه شيكاگو تدريس مي‏كرده و همكار پروفسور واتر (Vatter) بوده با مخارج تفاضلي آشنا شده است. او همچنين آمار جالب زير را ارائه مي‏كند كه نشان مي‏دهد چگونه محتواي كتابهاي حسابداري بهاي تمام شده تغيير كرده است. براساس نوشته او، تعداد فصلهاي كتابهاي حسابداري مديريت كه به ارزيابي كالا اختصاص يافته است (هزينه‏يابي كالا) از 73 درصد در سالهاي 50 – 1945به 46 درصد در سالهاي 1970 كاهش يافته است؛ تعداد فصلهاي مربوط به كنترل مخارج (بودجه‏بندي، انحرافات مخارج و غيره) طي اين دوره يكسان مانده است، و تعداد فصلهاي اختصاص داده شده به تصميمگيري مديريتي (براي نمونه، تصميمات مربوط به ساخت يا خريد، تصميمات قيمت، تجزيه و تحليل بازده سرمايه و غيره) از 6 درصد در اوايل اين دوره به 33 درصد در سالهاي 1970 افزايش يافته است. تغيير بزرگ در موضوع مورد تمركز كتابهاي درسي حسابداري بهاي تمام شده طي اين دورة بيست و پنج ساله، همانند تغييرات در انجمن حسابداران مديريت بوده است. بررسي هفت كتاب جديد حسابداري مديريت نشان مي‏دهد كه حدود 35 درصد فصلها به عناوين تصميمگيري اختصاص داده شده است كه تقريبا برابر با نسبت اين فصول در كتابهاي دوره 1970 است. ظاهراً از سالهاي 1970 تا به‌حال كتابها (در قالب محتواي تصميمگيري) تغييرات كمي‏داشته‏اند.
به‏طور خلاصه اقتصاد، كتابهاي درسي، سازمانهاي حرفه‏اي، و موضوع حسابداري مديريت در حال تغيير است.

نيم قرن آموزش و كاربرد حسابداري مديريت
روشن است كه حسابداري مديريت در حال رشد است و نگاهي دقيقتر به رويداده اي اصلي پنجاه سال گذشته، كمك مي‌كند تا دريابيم كه در حال حاضر در كجا هستيم. در اين مقاله بحث را با هزينه‏يابي مستقيم كه در سالهاي 1950 و 1960 به اوج رسيد آغاز مي‏كنيم. سپس با اشاراتي به تغييرات رياضي در حسابداري مديريت، مطالعة رفتاري، استفاده از تئوري كارگزاري و سرانجام مطالعه اينكه چگونه دنياي واقعي تجارت بر حسابداري مديريت اثر مي‏گذارد، آن را دنبال مي‏كنيم.

هزينه‏يابي مستقيم
بحث هزينه‏يابي مستقيم مي‏تواند عمده‏ترين رويداد سالهاي 1950 محسوب شود. تعداد مقالات، كتابها و پژوهشهاي انتشار يافته در اين زمينه از سال 1950 تا 1960 دليل اين ادعاست. براساس ادبيات، تعداد مقاله‏هايي كه با عنوان هزينه‏يابي مستقيم در اين دهه در امريكا به چاپ رسيد، 144 مورد بوده است، حال آنكه كمتر از شش مجله حسابداري منتشر مي‏شد.
بحث هزينه‏يابي مستقيم با انتشار دو مقاله در سالهاي 1930 پايه‏گذاري شد. اولين مقاله مربوط به هريس(Harris, 1936) بود؛ با اين عنوان كه در ماه گذشته چه عايدمان شده است؟ كه چگونگي محاسبه سود ويژه را براساس روشهاي مختلف هزينه‏يابي كالا نشان مي‏داد. مقالة دوم با عنوان ايراد اغلب صورتهاي سود و زيان در چيست؟ نوشتة كهل (Kohl, 1937) بود. او در اين مقاله استدلال كرد كه تمام مخارج ثابت بايد از مخارج محصول خارج شود.
در دوره هزينه‏يابي مستقيم، چند تن از حسابداران دو مورد از بهترين نمونه‏ها، مارپل (Marple, 1967) و مك فارلند (McFarland, 1966) هستند متذكر شدند كه هزينه‏يابي مستقيم فراي محاسبه صرف سود خالص، خلق كننده رويكرد كاملي براي حسابداري مديريت برمبناي مفاهيم مخارج نهايي و حسابداري حاشيه فروش است. از اين ديدگاه كليه مخارج ثابت براساس قسمتهاي مختلف يك واحد تجاري مشخص مي‏شد. اگر شركتي يكي از قسمتهايش را حذف مي‏كرد، تمام مخارج ثابت قابل رديابي به آن قسمت از بين مي‏رفت. همچنين تمامي درآمده اي ايجاد شده به‏وسيله آن قسمت كسر مي‏شد تا حاشيه فروش قسمت به دست آيد. اين رويكرد موجب مي‏شد كه سلسله مراتبي از حاشيه فروش ايجاد شود كه براساس آن قسمتهاي نزديك به رأس سازمان نسبت به قسمتهاي نزديك به كف، مخارج ثابت بيشتري را به گردن بگيرند؛ همچنين به معناي آن بود كه در گزارشهاي مديريت تخصيص مخارج نشان داده نمي‏شد.

اولين كتاب حسابداري بهاي تمام شده هورن‌گرن (Horngren, 1962)، رويكرد حاشيه فروش را به حسابداري مديريت ارائه كرد؛ اما بررسي مقالات منتشر شده طي 20 سال گذشته بيانگر آن‌ است كه اين رويكرد پذيرش وسيعي پيدا نكرد.

تغييرات رياضي در حسابداري مديريت
رياضيات انديشه بزرگ بعدي بود كه آموزش حسابداري مديريت را تكان شديدي داد. در سالهاي 1960 بنياد فورد اعتباري براي بالا بردن كيفيت آموزش بازرگاني در امريكا اختصاص داد. هدف يكي از برنامه‏هاي اين بنياد، تربيت كيفي استادان دانشكده هاي بازرگاني، و علمي‏تر كردن آموزش بازرگاني بود. از آنجا كه رياضيات زبان علم است، به نظر مي‏رسيد داشتن سواد علمي براي اعضاي هيئت علمي بازرگاني مناسب باشد.
اين طرز تفكر در تدريس حسابداري مديريت نيز رسوخ كرد و در سالهاي 1970 چندين كتاب درسي حسابداري مديريت با تأكيد شديد بررياضيات منتشر شد. اين كتابها مباحث مدلهاي كالا ، برنامه‏ريزي خطي ، تجزيه و تحليل رگرسيون و تصميمگيري بيز را تحت پوشش قرار دادند. نويسندگان در صورت امكان براي حل مسائل از رويكرد رياضي استفاده كردند. احتمالاً كتاب كاپلان (Kaplan, 1982) با عنوان حسابداري مديريت پيشرفته كه در سال 1982 منتشر شد، بيانگر آخرين تشويق اين ديدگاه حسابداري مديريت است، زيرا در اولين چاپ اين كتاب فقط سه فصل از هفده فصل (فصل دو: الگوهاي رفتاري مخارج، فصل سيزده: عدم تمركز، وفصل شانزده: برنامه‏هاي غرامت و پاداش مديران اجرايي) عاري از هرگونه تذكرات رياضي بود. در حالي كه در چاپ بعدي كتاب (Kaplan & Atkinson, 1989) تقريباً تمام مطالب رياضي ناپديد شد و تأكيد عمدتاً بر تصميمات مديريت و ساختار سازمانها قرار گرفت. در واقع در چاپ دوم به وضوح بر مديران تأكيد گرديد، حال آنكه در چاپ اول بر تكنيسينهايي كه مي‏توانستند با مدلهاي رياضي كار كنند، تأكيد شد.
چاپ سوم كتاب كاپلان و آت كينسون (Kaplan & Atkinson, 1998) حتي بيشتر در مسير تصميمگيريهاي مديريتي حركت كرد. در اين جلد نه تنها بيشتر به موضوعات تصميمگيري مديريت پرداخته شد، بلكه عناوين مرسوم نظير تخصيص مخارج نيز داراي چاشني مديريتي شد. كتاب كه در اولين چاپ شرحي از ابزار رياضي براي حسابداران بود به كتابي در ارتباط با اينكه چگونه مديران براي اداره سازمانهاي خود مي‏توانند داده‏هاي مالي و عملياتي را به‌كار برند، تبديل شد.

حسابداري رفتاري
مردم به ارقام حسابداري عكس‏العمل نشان مي‏دهند و گروهي از حسابداران مديريت در سالهاي 1960 شروع به مطالعة اين موضوع كردند. مقالات پژوهشي زيادي نوشته شد كه بيان مي‏كرد چگونه مردم به ارقام تهيه شده توسط سيستم حسابداري عكس‏العمل نشان مي‏دهند. كاربردي‏ترين اين تحقيقها، موردي بود كه با همكاري انجمن ملي حسابداران در ارتباط با مشاركت در فرايند بودجه‏بندي انجام شد(Swieringa & Moncurl, 1975). ديدگاه پذيرفته شده در كتابهاي درسي آن زمان در ارتباط با بودجه‏بندي، بيانگر آن بود كه هرقدر شركتها مشاركت بيشتري در اين فرايند داشته باشند، بودجه‏هاي بهتري تهيه خواهد شد. تحقيقات آنها نشان داد كه در برخي شرايط اين موضوع حقيقت دارد؛ اما همچنين نشان داد كه در ساير شرايط، مشاركت فعال در بودجه‏بندي مي‏تواند اهداف مديريت ارشد را خنثي كند و به كل شركت خسارت وارد نمايد.
امروز دانشپژوهان حسابداري هنوز به بررسي تعامل بين مدير و سيستم حسابداري مي‏پردازند؛ اما به نظر مي‏رسد كه تنها تأثير اين كار بر آنچه ما در دروس حسابداري مديريت تدريس مي‏كنيم اين است كه در حال حاضر بيشتر كتابهاي حسابداري مديريت اهميت موضوعات رفتاري را تأييد مي‏كنند، در صورتي كه متأسفانه بيشتر اين تحقيقها به جريان اصلي دروس راه نيافته‏اند.

تئوري كارگزاري
گروه ديگري از پژوهشگران بجاي مطالعه بر روي مردم به تجزيه و تحليل رفتار نمايندگان آنها با استفاده از چارچوب مالك-كارگزار مي‏پردازند. اين پژوهشگران مردم را براساس توابع مطلوبيت آنها مورد مطالعه قرار مي‏دهند و به اين نكته توجه دارند كه افراد در جهت منافع خودشان كار مي‏كنند و نه در جهت منافع سازمان. اصطلاح تئوري كارگزاري براي تشريح اين رشته از تحقيق به‌كار مي‏رود. اين مدل به پژوهشگران اجازه مي‏دهد كه رفتار مالكان و كارگزاران را براساس قرارداد بين آنها به شيوة رياضي نشان دهند.
متأسفانه، همانند تحقيقهاي رفتاري، نتايج تعداد كمي از اين پژوهشها در تدريس حسابداري مديريت در دوره كارشناسي راه يافته، اما موجب شده است كه حسابداران مديريت به اثرات انگيزشي سيستمهاي حسابداري مديريت حساس شوند. البته كاربرد مستقيم تئوري كارگزاري در عمليات واقعي روز به روز سازمان مشكل است. اين موضوع بسيار نااميد كننده است زيرا به نظر مي‏رسد كه مدل داراي ارزشهاي زيادي است. شايد به همين دليل است كه پژوهشگران هنوز در جهت گسترش كاربرد تئوري كارگزاري در حسابداري مديريت كار مي‏كنند.
در دروس دوره‏هاي آموزش تكميلي، استفاده بيشتري از تئوري كارگزاري مي‏شود، زيرا دانشجويان اين دوره‌ها بايد با ابزار كمّي كه لازمه استفاده از اين مدلهاست، تجهيز شوند.

يافته‏ هاي دنياي واقعي
در اوايل سالهاي 1980، حسابداران مديريت دوباره به سمت دنياي واقعي تجارت جلب شدند تا دريابند كه از آزمون عمليات تجاري چه مي‏توانند بياموزند. براي رايزني در اين زمينه بخش حسابداري مديريت انجمن حسابداري آمريكا سمينارهايي برپا كرد. در نتيجه، تعدادي از پژوهشگران به تحقيق در مورد پديده حسابداري با استفاده از داده‏هاي واقعي پرداختند.
از زماني كه براي اولين بار پروفسور كاپلان پژوهشگراني را به انجام تحقيق با استفاده از داده‏هاي واقعي فرا خواند، تعداد پژوهشگران كه به پژوهش در مورد حسابداري مديريت پرداختند افرايش يافت. در كتابهاي درسي هم اشاره به شركتهاي واقعي آغاز شد و اين كتابها با عطف به داده‏هاي واقعي شركتها به بحث در بارة مسايل حسابداري مديريت پرداختند. سمينار تحقيقاتي سالانه بخش حسابداري مديريت وابسته به انجمن حسابداري آمريكا، نشست مشتركي با انجمن حسابداران مديريت برگزار كرد و شركتها مواردي را كه در عمل با آن روبرو بودند، مطرح كردند.
سالهاست مجلة مباحث آموزش حسابداري مقالاتي به چاپ مي‏رساند و اعضاي هيئت علمي مي‏توانند در كار تدريس از آنها استفاده كنند. طي پنج سال گذشته، يازده مقاله در زمينة حسابداري مديريت به چاپ رسيده است. جالب است بدانيدكه هشت مورد از اين مقالات در مورد شركتهاي غيرتوليدي بود. ريبيل و همكاران (Rebele et al., 1998) جدولي از عناوين مقالات منتشر شده در پنج مجله آموزش حسابداري از سال 1991 تا 1997 تهيه كردند. به نظر مي‏رسد كه فراخواندن پژوهشگران به ايجاد ارتباط بيشتر بين حسابداري مديريت با دنياي واقعي، موجب جلب توجه بيشتر به شركتهاي واقعي و مشكلات آنها شده است.

امروز در كجا قرار داريم؟
در حال حاضر به نظر مي‏رسد حسابداران مديريت در مورد هويت واقعي خود يا رشته حسابداري مديريت سردرگمند. بعضي از موضوعاتي كه در كتابهاي درسي فعلي حسابداري مديريت ديده مي‏شود و در ارتباط با مؤسسات توليدي جديد است بسيار مشابه اطلاعات كتابهاي اوليه بهاي تمام شده و توليد است. در زماني كه به نظر مي‏رسيد كتابهاي حسابداري مديريت به كشف مجدد گذشته مشغولند، در مورد كارتهاي متوازن نتايج ، حسابداري مديريت راهبردي و تئوري محدوديتها نيز گفتگو مي‌شد. در نتيجه به نظر مي‏رسد كه كتابهاي درسي همزمان در جهت گذشته و آينده در حركتند.
تغيير نام نشريه انجمن حسابداران مديريت به ماليه راهبردي بيانگر آن است كه حسابداران مديريت تصور مي‏كنند نيازمند تمثالي جديد هستند. اينكه تمثال جديد چه بايد باشد به روشني معلوم نيست، اما تحقيق اخير انجمن حسابداران مديريت در مورد نوع كار اعضا، رونده اي جالبي را نشان داد.(Russell et al., 1999) براساس نتايج اين تحقيق دو مورد از مهمترين وظايف اعضاي انجمن حسابداران مديريت عبارت از برنامه ريزي راهبردي درازمدت و بهبود بخشيدن به فرايند كار است. همچنين مهمترين مهارتهاي گزارش شده عبارت از مهارتهاي رايانه‏اي / فناوري/ شبكه، نرم افزار حسابداري و تدريس/ صحبت كردن و ايجاد ارتباط است. متأسفانه هيچيك از اين عنوانها در كتابهاي درسي حسابداري مديريت ديده نمي‏شود.
همان‏طور كه اشاره شد، حسابداري مديريت در حال تغيير عمده اي است. اما از آنجا كه ما در ميانة اين تغيير قرار داريم دقيقاً متوجه آن نمي‏شويم. سخنرانان سمينارهاي مختلف راجع به تازه بودن آنچه با آن روبرو هستيم و اينكه چگونه مي‏توانيم از آن استفاده كنيم، سخن رانده‌اند، اما از تمام اين بحثها موضوع مشتركي به دست نيامده است. اگر از اينهمه سردرگمي و سرو صدا چيزي حاصل شود، اين است كه حسابداران مديريت بايد بياموزند تصميمگيريهاي مديران را بهتر درك كنند، زيرا فقط با درك كامل تصميمهاي مديران مي‏توانند به تجزيه و تحليل محتواي تصميمات مختلف بپردازند. براي ايجاد سيستمهاي حسابداري مديريت كارا، درك استراتژي شركت، از اهميت برخوردار است. سيستم حسابداري مديريتي كه استراتژي شركت را حمايت مي‏كند، ارزش‏آفرين است، حال آنكه سيستمي كه استراتژي شركت را ناديده مي‏گيرد ارزش را نابود مي‏سازد. هر گاه براي انجام استراتژي شركت، سيستم حسابداري مديريت ارزش‏آفرين اجرا شود، مستقيماً از تصميمات مدير پشتيباني مي‏كند.
درگذشته نياز شركتها به حسابداران به دليل مهارت آنها در تهية ارقام براي تجزيه و تحليل مالي بود، تا مديران در تصميمگيريها از نتايج تجزيه و تحليل استفاده كنند. اما در حال حاضر كاربرگ الكترونيكي هر مديري را قادر مي‏سازد كه خود به اين ارقام دست يابد. اگر حسابداران مديريت مستقيما در جهت ارزشمند شدن فرايند تصميمگيري همكاري نكنند، مديران افراد متخصصي را، مثلا در زمينه اقتصاد، استخدام خواهند كرد تا به آنها كمك كنند.

آينده آموزش حسابداري مديريت
آيندة تدريس و كاربرد حسابداري مديريت با وضعيت فعلي يا گذشته آن متفاوت خواهد بود. در اين تغيير، موضوع فناوري يكي از محورهاي عمده به شمار مي‏رود. همچنين ماهيت تصميمات مديريتي با گذشته تفاوت خواهد داشت. در نتيجه حسابداران مديريت بايد از وضعيت ايستاي مخارج‏گرا به وضعيت پوياي جريان نقدي‏گرا تغيير مسير دهند.

فناوري
فناوري مديران را قادر مي‏سازد آنچه را در گذشته حسابداران برايشان انجام مي‏دادند، خودشان انجام دهند. پنجاه سال پيش، مديران در انجام محاسبات به حسابداران اتكا مي‏كردند، زيرا آنها در پردازش ارقام مهارت داشتند. امروز، هر مدير، رايانه‏اي در مقابل خود دارد و مي‏تواند به سرعت به داده‏ها دست يابد و تصميمگيري كند. ديگر به حسابداران به دليل مهارتشان در انجام محاسبات، نيازي نيست؛ رايانه اين وظيفه را انجام مي‏دهد.
در اين شرايط، حسابدار فقط با تطبيق خود با تغييرات اطرافش،پايدار خواهد ماند. حسابداران مي‏توانند به عنوان مشاور در تجزيه و تحليل‌هاي مالي به مديران كمك كنند تا آنها تصميمات مستدلي در جهت استفاده از منابع شركت بگيرند. حسابداران آينده با استفاده از دانش خود در زمينه جمع‌آوري داده‏ها و سيستمهاي پردازشي شركت، به مديران كمك خواهند كرد تا زمان تجزيه و تحليل را به حداقل برسانند.
براي گزارشگري، حسابدار مديريت سيستمهايي طراحي مي‏كند كه مناسب نيازهاي هر مدير باشد. براي مثال مي‏توان سيستمي طراحي كرد كه مدير بدون هيچ كوششي اطلاعات مالي مورد علاقة خود را دريافت كند؛ يعني با فشار بر كليد كامپيوتر، آنچه مي‏خواهد در اختيارش قرار گيرد. در اين صورت حسابدار مديريت مهارتهاي خود در تشخيص اطلاعات مورد علاقه مدير را به كار مي‏گيرد وكاربرگي الكترونيكي براي ارائه اين اطلاعات به وي ايجاد مي‏كند. البته ايجاد اولين كاربرگ الكترونيكي نيازمند تلاش درخور ملاحظه‏اي است، اما دفعات بعد كوشش كمي ‏مي‏طلبد. برخي از مديران به گزارشهاي نموداري، بعضي به جدول و گروهي به تجزيه و تحليل داده‏ها علاقه‌مندند. حسابدار مديريت تمامي اين اقلام را براي مدير فراهم مي‏كند.
پيش‌بيني مي‌شود كه اين رويكرد در آينده متداولتر شود و مضاميني براي روش تدريس حسابداري مديريت داشته باشد. اين رويكرد مدرسين را ملزم مي‏كند كه دانشجويان را آن‌گونه تربيت كنند كه در طراحي روشهاي مختلف ارائه اطلاعات به مديران مهارت به دست آورند. آنها بايد در كلاسهاي درس، وقت بيشتري را براي بحث در مورد محاسن و معايب مدلهاي مختلف ارائه اطلاعات صرف كنند. در تدريس حسابداري مديريت در آينده، اصول ارائة نموداري داده‏ها، ارائه به صورت جدول و اينكه چگونه مديران واقعاً از داده‏ها استفاده مي‏كنند با اهميت‏تر خواهد شد. حسابداران مديريت بايد به‌گونه‏اي تعليم يابند كه بيشتر بر استفاده‏كنندگان سيستم و كمتر بر پردازش داده‏ها توسط سيستم تأكيد كنند.

برآورد جريانهاي نقدي
مدرسان حسابداري مديريت نيز تغيير روش خواهند داد و به جاي تأكيد بر تجزيه و تحليل مخارج بر تجزيه وتحليل وجه نقد تأكيد خواهند كرد. در تجزيه و تحليل مخارج، بيشتر تصور بر اين است كه سازمانها با خط توليد با ثبات يا نرخ رشد ثابت در دنيايي ايستا مسكن دارند. اين ديدگاه در مورد سازمانهاي بزرگ صحت دارد، اما امروز بسياري از سازمانها به سرعت در حال رشد هستند؛ در يك چشم بر هم زدن به توليد محصول مي‏پردازند، و به طور دائم ساختار سازماني خود راتغيير مي‏دهند.
به نظر مي‏رسد تعيين بهاي تمام شده محصول در شركتي كه چرخه عمر محصول دوازده ماه است بي‏ثمر باشد، زيرا بهاي تمام شده ارزش كمي ‏براي مديران دارد. آنها چرا بايد نگران بهاي تمام شده محصولي باشند كه ظرف چند ماه با نوع بعدي يا نوع كاملا متفاوتي جايگزين مي‏شود؟ مقطع تصميمگيري قطعي براي چنين محصولاتي، قبل از توليد آنها يعني زماني است كه مديران به بررسي راهبرد شركت و مشتري مي‏پردازند. به‌عبارت ديگر به جاي تصميم در مورد نگه‌داشتن كدام محصول يا كدام مشتري، تصميم در ارتباط با افزودن كدام محصول يا كدام مشتري گرفته مي‏شود. اين تصميمات شكل آينده شركت را تعيين مي‏كند. تجزيه و تحليل مقتضي براي اين تصميمات، تجزيه و تحليل وجه نقد است كه افزايش تمام جريانهاي نقدي مرتبط با استراتژيهاي مختلف را در نظر مي‏گيرد.
با تجزيه و تحليل وجه نقد، مديران بدون نگراني در مورد صحت مبلغ سربار منظور شده يا مربوط بودن مخارج به تجزيه و تحليل، تمام عوامل مؤثر بر جريانهاي نقدي را بررسي مي‏كنند. همچنين اين تجزيه و تحليل از تصميماتي مانند انتخاب مشتري پشتيباني مي‏كند. حسابدار مديريت به مديران كمك مي‏كند كه به ارزيابي جريانهاي نقدي مرتبط با مشتريان مختلف بپردازند و با استفاده از نتايج تعيين كنند كه كدام مشتري به جمع مشتريان شركت افزوده يا از آن كاسته شود.
آنها با اين تجزيه و تحليل به مديران كمك مي‏كنند كه تأثير جريانهاي نقدي ناشي از تغيير مشتريان را مشخص كنند. تجزيه و تحليل جريان نقدي، تأكيد بر تأثير اقتصادي تغيير مشتري را براي حسابداران و نيز مشتريان آسان مي‏كند.

نتيجه‏گيري
دوران استفاده از گره طناب و لوحهاي سفالين به سر آمده است. امروز در تمام دنيا از رايانه استفاده مي‏شود. دنياي حسابداري مديريت نيز در حال تغيير است و نتيجه مي‏شود كه روش و محتواي تدريس بايد تعديل گردد؛ اگرچه با نگاهي به فهرست مندرجات بعضي از كتابهاي حسابداري مديريت اخير در مي‏يابيم كه نيازمند تغيير بيشتر هستيم. شايد عناوين مطرح شده در بسياري از اين كتابها قبل از گسترش رايانه، مناسب دانشجوياني ‌بود كه قصد داشتند حسابدار مستقل شوند، اما براي دانشجوياني كه تربيت مي‏شوند تا تصميمگيري مديران مدرن را پشتيباني كنند، از ارزش كمي ‏برخوردارست. بعلاوه، كتابها عناويني را پوشش مي‏دهند كه از نظر حسابداران جالب است، به جاي اينكه از ديد مديران با اهميت باشد. براي مثال حسابداران مخارج محصول را محاسبه مي‏كنند، اما مديران به ارزيابي انتخاب مشتري و ارزش مشتري مي‏پردازند؛ حسابداران مخارج را تخصيص مي‏دهند، و مديران نگران راهبرده اي رقابتي هستند؛ حسابداران به تهية بودجه و انحرافات مخارج مي‏پردازند، اما مديران كوشش مي‏كنند عمليات مدرن و روان شود. ما نيز اگر مي‏خواهيم درسهاي حسابداري مديريت به مديران آينده مربوط باشد، بايد به جاي اينكه دروسي ارائه كنيم كه از نظر حسابداران جالب است، دروسي را عرضه كنيم كه موضوعات راهبردي پيش روي مديران را مخاطب قرار ‏دهد.

نويسنده: دكتر ويدا مجتهدزاده
















گوزلیم عکسین دوشوب پیماندن پیمانیه

گوندریب عشقین منی میخاندن میخانیه

گئتمیشم میخانیه من دردیمه درمان اولام

دردیمی بیر بیر دیم من ساغر و پیمانیه

دردیمه درمان شراب اولدو حبیبیم ساقی لر

گوندریب عشقیم منی گور هانسی داروخانیه


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTiJ4evUTSiPaWN4c5Iczp...VY2wXNRMnQ]
23-02-1390 01:44 ب.ظ
 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.


کد تصویری
royalfuns
(غیر حساس به بزرگی و کوچکی حروف)
لطفاً کد نشان داده شده در تصویر را وارد نمایید. این اقدام جهت جلوگیری از ارسال‌های خودکار ضروری می‌باشد.

موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  حسابداري مديريت ديروز، امروز، فردا moderator 1 491 21-04-1392 11:08 ق.ظ
آخرین ارسال: iranwebsite
  10شغل و تخصص پر درآمد دنیای امروز moderator 0 311 04-09-1390 01:54 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator
  مقالات و پژوهش هاي دانشجويي در زمينه حسابداري دولتي moderator 0 315 04-09-1390 01:51 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator
  آشنایی با هیئت استانداردهای بین المللی آموزش حسابداری moderator 0 259 30-02-1390 10:37 ق.ظ
آخرین ارسال: moderator
  نكته هاي ماندگار از گنجينه حسابداري moderator 0 395 23-02-1390 02:10 ب.ظ
آخرین ارسال: moderator

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان